در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و عصارهء بيخ آن ، قوىتر از ساير اجزاء و مدرّ حيض و مخرج جنين مرده و مفسد زنده آن و مجفِّف بىلذع و جهت سرفه كهنه و ضيق النفس و فسخ عضل و عصب و شكستگى اعضاء و تفتيح سدد و تنقيهء دماغ و سينه و رافع يرقان و استسقاء و سپرز و نفث الدم مزمن و درد پهلو و رحم و مغص ، نافع و ضماد تازهء او به تنهايى و خشك آن با مرهمها جهت التيام جراحات ، به غايت قوى الاثر و در ساير افعال ، مانند قسم صغير و از آن ضعيفتر است .
مضرّ سر و مصلحش عسل و قدر شربتش تا دو درهم است .
[ 4249 ]
قنطوريون دقيق :
منبتش نزديك آبها و شبيه به فودنج و ساقها از هم جدا و بىشاخ و زياده بر شبرى و گلش بنفش مايل به سرخى مانند گل شب بو و از آن كوچكتر و برگش شبيه به برگ سداب و ثمرش شبيه به گندم و بسيار تلخ و بيخش كوچك و بىمنافع و قوتش تا ده سال باقى است .
در اوايلِ سوم ، گرم و خشك و لطيفتر از كبير و ساق و برگ و گل او قوىتر از عصارهء آن و مجفِّف بىلذع و در جميع افعال ، قوىتر از قسم كبير و طبيخ او كه دو مثقال را با هفتاد مثقال آب بجوشانند تا به حدى كه به نصف رسيده با شكر و امثال آن بنوشند ، مسهل مرة الصفرا و مرة السودا و زرداب و بلغم و رافع ضرر سموم هوامّ ، خصوصاً عقرب و صرع و قولنج و درد مفاصل و امراض بلغمى و مفتِّح سدّهء جگر و صلابات سپرز و منقّى دماغ و اعصاب و با ماء الاصول ، رافع عرق النسا . افراط عمل او مؤدى به اسهال دموى است . ضماد تازهء او جهت قروح خبيثه و التيام جراحات و با پيه جهت ورم زخمهاى تازه و كهنه و با آرد ترمس جهت مفاصل و با آرد جو جهت دردهاى حارّه و شرب عصارهء او با طبيخ حلبه جهت امراض سينه و طلاى عصارهء او با سركه جهت درد سرى كه از آفتاب و شرب خمر به هم رسيده باشد ، نافع و چون موى سر را به نوره رفع نموده ، عصاره را با سركه طلا نمايند جهت رفع قرحهء سر و رويانيدن موى ، مجرب است و با شراب جهت گزيدن زنبور و با بول سگ جهت ثآليل و با عسل جهت رفع شپش و رشك و با شير دختر جهت ورم پلك چشم و درد آن و با آب كاكنج جهت سطبرى پلك و جرب و با آب رازيانه و شير جهت جميع دردهاى كهنهء چشم و آثار قرنيه و شعيره ، مفيد و چون پلك را بر گردانيده ، عصارهء را با آب انار بمالند ، در حال رفع جرب آن مىكند و با آب