تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
ميان شير حركت كند ، آن زن حامله به پسر خواهد بود و اگر حركت نتواند كرد به دختر و از مجربات است . [ 4238 ]

قمز :

اسم تركى شير ماديان است كه به نحو مخصوص ترتيب به آن كنند و در لبن مذكور مىشود . [ 4239 ]

قمح :

اسم عربى حنطه است . [ 4240 ]

قمرون :

اسم عربى روبيان ست . [ 4241 ]

قميله :

به لغت شامى ، نوعى از دوقو است كه او را حشيشة البراغيث نامند . [ 4242 ]

قمر :

به لغت اكسيريان ، اسم فضه است . [ 4243 ]

قم قريش و قمل قريش :

قضم قريش است . [ 4244 ]

قماشير :

كماشير است . [ 4245 ]

قمحه :

اسم مصرى قصب الذريرة است . [ 4246 ]

قميحه :

اسم جنس سفوفات است . [ 4247 ]

قنابرّى :

در اصفهان ، موچه و در خراسان ، برغست گويند و او ، شبيه به اسفناج و با اندك تلخى و تندى و قريب به قدر شبرى و ساقش باريك و گلش سفيد و ريزه و تخمش در غلافى به قدر نخود و در هر غلاف ، چهار عدد و بسيار شبيه به خردل است . در دوّم ، خشك و در اوّل ، گرم و لطيف و مدرّ بول و حيض و شير و عرق و مفتّح سدهء جگر و سپرز و موافق محرور و مبرود و مقوّى مجارى بول و جالى و مقطع و منقّى سنيه و ريه از اخلاط فاسده و آب او مليّن طبع و رافع يرقان و سعوط آب بيخ آن جهت رفع رطوبات دماغى و خوردن و طلا كردن آن جهت بهق و وضح و كلف و بواسير ، نافع . مولد سودا و مصلحش پختن اوست با روغن بادام و امثال آن . [ 4248 ]

قنطوريون :

اسم يونانى و آن ، نباتى است كبير و صغير . كبير را غليظ و صغير را دقيق گويند و كبير را ساقش شبيه به ساق حماض و خشن و به قدر دو سه ذرع و پر شعبه و برگش مانند برگ زردك و در هر شعبه ، قبّه‌اى مايل به زردى و گل قبه ، كحلى و زغب دار و تخمش شبيه به تخم كافشه و بيخش سطبر و صلب و پر از رطوبت و بسيار سرخ و با تندى و شيرينى و قبض و منبتش زمينى كه آفتاب بسيار تابد و كوهها و پشتها است و قوتش تا ده سال باقى .