تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
افعال ، قائم مقام ماهى زهرج و بيخ صنف سفيد و سياه او جهت منع سيلانات و يك مثقال او با شراب جهت اسهال و طبيخ آن جهت شكاف عضل و سرفه ، نافع و ضماد برگ قسم نر او جهت سوختگى آتش ، مفيد و ضماد برگ مطبوخ صنف سوم جهت اورام بلغمى و ورم چشم و با عسل و شراب جهت شقاقلوس و جراحات و گزيدن عقرب ، نافع . مضرّ گرده و مصلحش كتيرا و قدر شربتش تا دو درهم و بدلش اناغورس است و ظاهراً قسم پنجم ، تنباكو باشد و اللَّه اعلم . [ 4211 ]

قلى :

در اصفهان ، كهلا و در خراسان ، شخار و در گيلان ، قلياو نامند و آن ، از اشنان تازه كه جمع كرده ، بسوزانند به هم مىرسد و از نبات رمث و رمرام نيز حاصل مىشود و بهترين او ، صافِ براق سياه است و آن ، جزء اعظم صابون است . در چهارم ، گرم و خشك و جالى و محرق و شرب يك قيراط كه هفت بار در آب حل نموده ، به جرّعلقه صاف كرده ، عقد نموده باشند ، هاضم قوى و به غايت مشهّى و قاطع بلغم معده و رافع قى [ مأيوس العلاج و مقوّى معده است ] و طلاى آن زايل كنندهء گوشت زياد زخمها و ثآليل و ناصور و بهق و برص و جرب و در رفع بياض چشم حيوانات ، بىعديل و يك درهم او ، در همان روز كشنده و در اطليه ، استعمال آن بانفراده ممنوع است ؛ چه آن مورث يبوستى است كه رفع آن دشوار است و چون قلى را با روغن حل كرده ، بر انگور بپاشند به زودى مويز مىشود و ملح القلى ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد . [ 4212 ]

قلد :

دارشيشعان است . [ 4213 ]

قليقى :

قار است . [ 4214 ]

قلونوس :

شبوط است . [ 4215 ]

قلفوط :

اسم شامى كراث شامى است . [ 4216 ]

قلولا :

اسم عربى غاز است . [ 4217 ]

قلام :

به عربى قاقلى و نزد بعضى رعى الابل است . [ 4218 ]

قليقلمون :

قيقهر است . [ 4219 ]

قلار :

آذربو است . [ 4220 ]

قلارى :

نوعى از انجير سفيد است .