در دوّم ، گرم و تر و به غايت مبهّى ، خصوصاً با كنجد و نبات و مسمِّن بدن .
قدر شربتش تا يك اوقيه و مصدع و مصلحش بو دادن او و استعمال سكنجبين است .
[ 4207 ]
قلب :
به باء موحده و ضم اوّل ، نباتى است برگش شبيه به برگ زيتون و از آن عريضتر و بلندى او به قدر ذرعى و زياده از آن و شاخههاى او باريك و شبيه به اذخر و در اطراف شاخهها چيزى شبيه به ساق مىرويد و منقسم به دو قسم مىشود و بر او برگهاى ريزه مىباشد و ما بين آن برگها ، دانهء او مىرويد ، صلب و مستدير و سياه و با خشونت شبيه به سنگريزه و منبتش كوهها و زمينهاى درشت است .
در سوم ، گرم و خشك و مدرّ و جهت ربو و سرفه و ضيق النس و اسهال و فواق و با شراب سفيد جهت اخراج سنگ گرده و مثانه و احتباس بول ، نافع و ضماد او رافع بواسير .
قدر شربتش تا دو درهم است و به غايت مضعف باه و مصلحش حبّ الصنوبر است .
[ 4208 ]
قلب :
به فتح اوّل ، به فارسى دل نامند .
گرم و خشك و دير هضم و ردى الغذا و بهترين اواز طيور و از بره است و مصلحش سركه و روغن زيتون و ادويهء حارّه و مهراى او ، مقوّى دل و رافع خفقان و اكتحال خونابه و رطوبت آن كه در حين كباب كردن از او چكد جهت شبكورى مجرب دانستهاند .
[ 4209 ]
قلت :
به تحريك لام و تاى مثناه ، حب القلت است و مذكور شد .
[ 4210 ]
قلومس :
به لغت يونانى به معنى اذان الدب است و پنج صنف مىباشد و ماهى زهرج ، نوعى از اوست : صنفى سفيد است و برگش سفيد و نر و ماده مىباشد . برگ ماده ، شبيه به برگ كلم و سفيد تر و عريضتر از آن و ساقش به قدر ذرعى و زياده بر آن و چيزى مانند پشم ، بر ساق و برگش ظاهر و گلش مايل به زردى و تخمش سياه و بيخش دراز و به سطبرى انگشتى و نر او را برگ ، درازتر و باريكتر است ؛ صنف دوّم را برگ ، سياه و عريض تر و بزرگتر از صنف سفيد ؛ صنف سوم را شاخهها ، بسيار دراز و بىساق و برگش شبيه به برگ به و بر شاخهها قبّههاى مدور و گلش زرد طلائى صنف چهارم را برگ ، شبيه به برگ انجير و از آن كوچكتر و بىساق و ملاصق زمين و صنف پنجم را برگ ، بزرگ و غليظ و با رطوبت چسبنده و تند بوى و گلش سفيد مايل به سرخى و ساقش زياده بر ذرعى و آب او كشندهء ماهى است .
جميع اقسام او گرم و خشك و محلّل و جالى و مدرّ و با قوت قابضه و ريشههاى آن در