مفيد و بخور او جهت گريزانيدن هوامّ و مار و پشه و خروج رحم و اختناق آن و نزلات ، نافع و محرِّك صرع مصروعين و حقنهء با آن و ماء الشير جهت قرحهء امعاء و سنون او جهت درد دندان كرم زده و رفع رايحهء كريههء دهان و اكتحال او جهت بياض و ماليدن آن بر درخت انگور ، مانع كرم زدن آن .
مضر محرورين و مصلحش سركه و آب ميوههاى سرد و بدلش زفت و قير و قدر شربتش تا يك درهم است .
[ 4198 ]
قفز :
به زاى معجه ، نبات كشوث است .
[ 4199 ]
قفلوط :
اسم شامى كراث شامى است .
[ 4200 ]
قفد :
كمّون است .
[ 4201 ]
قفورا :
كفرى است و نزد بعضى قفر اليهود است .
[ 4202 ]
قفارس :
اسم يونانى كبر است .
[ 4203 ]
قفير :
زنجبيل است .
[ 4204 ]
قفهر :
قيقهر است .
[ 4205 ]
قلقاس :
نباتى است كه نزديك آبها مىرويد و در مصر ، كثير الوجود است . برگش مايل به تدوير و عريض و به قدر برگ بادام و از يك بيخ ، چندين شاخ و بىساق مىرويد به سطبرى انگشتى و به هر شاخى يك برگ مىباشد و بيخش سطبرتر از زردك و كوتاه و مايل به سرخى و اندرون او سفيد و با اندك قبض و تندى و لذيذ .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، تر و به غايت مسمِّن بدن و صالح الغذاء و محرِّك باه و جهت سرفه و خشونت سينه و حنجره و سحج امعاء و لاغرى گرده و اسهال ، نافع .
نفّاخ و مداومت آن ، مولد سودا و مسدد و مصلحش عسل و سكنجبين و ادويهء خوشبو و تخم او در افعال ، قريب به تخم كرنب و قدر شربت از تخم او دو درهم است . قسمى از قلقاس ، صلب و مستدير مىباشد و هر چند طبخ دهند پخته نمىشود و ضماد آن جهت نضج اورام و ذرور سوختهء او جهت قروح و قلاع و تقويت موى ، مؤثر است .
[ 4206 ]
قلقل :
نباتى است شبيه به نبات كنب و چوب او مايل به سرخى و شاخههاى او دراز و ثمرش مستدير و بزرگتر از فلفل و املس و بيرون او مايل به سياهى و مغز آن با حلاوت و اندك لزوجت و پوست ساق او قوىتر از پوست كرنب و گلش مايل به سفيدى و مستعمل از او ، دانه اوست و بعضى او را حبّ السمنة دانستهاند .