از كان خيزد و در اصطلاح ، اجسام معدنى است كه هر يك را كانى مخصوص باشد يا در وزن ، متفاوت باشند ؛ اعم از آنكه متطرق بالفعل يا بالقوة باشد كه به اعمال مخصوصه قابل گداز و چكشگير گردد و اقسام چكشگير بالفعل را متطرقات و معادن سبعه نامند و فى الواقع هشت نوعاند كه از هفت معدن حاصل مىشوند : طلا و نقره و قلعى و سرب و آهن و روى توتيا هر يك از معدن مخصوصىاند و مس و روى از يك معدناند و در وزن مختلفاند چنانچه « بليناس » در كتاب احجار بيان نموده است و مس از گداختن جسم معدنى به هم مىرسد و روى ، در معدن ، بدون گداز متكون مىگردد و به جهت خودرويى به فارسى روى و مس رست نامند و به يونانى طاليقون گويند و آن ، در نهايت زردى مىباشد و از تاب آتش سياه نمىشوند و لهذا به عربى صفر نامند و مس ، سرخ و مايل به زردى مىباشد و هر دو قسم او در وزن ، سبكتر از روىاند و متطرق بالقوة ، سيماب است كه به اعمال مخصوصه چكشگير و گدازنده مىگردد ؛ پس فلزات ، نه نوعاند و معادن متطرقات ، هفت و از يك معدن دو فلز خيزد كه مس و روى باشد و چون روى ، ناياب و قليل الوجود است اشتباه عظيم در صنف مس سرخ و زرد و در اسم نحاص و صفر واقع شده و تا غايت تحقيق اين مراتب احدى به جهت عدم استقصا ننموده كما لا يخفى ، و خواص هر يك مذكور شده و مىشود .
[ 3943 ]
فلنجه :
افلنجه است .
[ 3944 ]
فلفل :
به يونانى ارنيقس نامند . درخت او شبيه به درخت سقز و خوشهء آن ، مانند خوشه آن و برگش رقيق و طرف ملاصق شاخ ، سرخ و طرف ديگر ، سبز است و فلفل ، سفيد و سياه و هر يك برّى و بستانى مىباشند و گويند تا رسيدن او به انتها نرسد سفيد مىباشد و بعد از رسيدن ، كامل سياه مىشود و ظاهراً اصلى نداشته باشد و سفيد ، املس و قابضتر است و سياه ، چين دار و تندتر است .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و سفيد او ، در اولِ آن ، و بعضى به عكس دانستهاند و هاضم و جاذب و محلّل و جالى و ترياق سموم بارده و قاطع بلغم و رافع سرفهء بارده و ضيق النفس و رياح و مغص و مقوّى حافظه و مفتّح سدد و با شير و شكر محرِّك باه و رقيق كنندهء خون مبرودين و ملطّف اغذيهء غليظه و خلط غليظه و رافع آروغ ترش و مقوّى جگر و معده و مسخّن آن و با ادويهء قابضه جهت تقطير بول ، نافع و پادزهر علتّهاى عصب