قبول عفونت كند ، به حد افراط متعفن مىشود و مسدد و مورث قولنج و درد معده و فالج و سكته و بهترين مصلح او آبكامه و خردل و پختن اوست با نمك و شبت و پودنه و روغن كنجد و زيتون و صعتر و فلفل و خوردن زنجبيل پرورده و جوارشات و خوردن آب سرد بعد از آن ، به غايت مضرّ و به دستور با تخم مرغ و با گوشت خوردن و از خواص اوست كه هر حيوانى كه كسى را بگزد كه فطر مأكول خورده باشد و هنوز از معده نگذشته باشد ، هيچ دوائى علاج نمىكند و هر چه در زير خم شراب و سركه رويد ، پوست او كشنده است و جوف خشك كردهء او مورث بيهوشى و ترياق غير مأكول او سكنجبين با سرگين مرغ خانگى است .
[ 3923 ]
فطراساليون :
يونانى و به معنى كرفس كوهى است و او را كرفس صخرى و كرفس ماقدونى نيز نامند و تخم او شبيه به نانخواه و خوشبوتر از آن و تند است و بهترين اجزاء آن ، تخم آن .
در سوم ، گرم و خشك و قاطع لزوجات و مدرّ بول و به غايت در ادرار حيض قوى الاثر و مخرج جنين و محلّل نفخ و مقاوم سموم بارده و مبهّى و به غايت مفتّح و جهت مغص و درد پهلو ، مفيد و در جميع افعال ، قوىتر از ساير اقسام كرفس است و بالفعل تخم كرفس نبطى را به جاى آن استعمال مىنمايند و آن ، مدور و مايل به درازى و به قدر فلفلى و بيرون سياه و اندرون سفيد مايل به زردى و تند طعم و برگ نبات او ، عريض و با اندك حدت و چتر گل او مثل چتر شبت و در تنكابن واپلهيم نامند و اين قسم را بعضى ضعيفتر از فطراساليون دانستهاند و جمعى مثل آن مىدانند و او مدرّ عرق و رافع عرق النسا و تهبج و فرزجهء او مسقط جنين و در ساير افعال ، مانند ساير اقسام كرفس است و در حرف كاف ان شاء اللّه مذكور خواهد شد .
[ 3924 ]
فطس و فطوس :
حبّ الاس است .
[ 3925 ]
فطير :
نان بىمايه خمير است و زبونترين اقسام نانهاست .
[ 3926 ]
فطوريدس :
اسم يونانى دجاج است .
[ 3927 ]
فقع :
به تركى دنبلان و به فارسى كشنج نامند و او غير اقسام فطر است و مدور و قريب به قدر نارنج و كوچكتر از آن مىباشد و در زير زمين ، نزديك آبها متكون مىشود و شيرين و لذيذ و سرد و تر و بهتر از فطر مأكول و غليظ است و اصلاح آن به