دستورى است كه در فطر مذكور شد .
[ 3928 ]
فقاع :
نوعى از نبيذ است و مسكر نيست و از ادويهء مناسبه و آبهاى حبوبات و ميوهها ترتيب مىدهند و در هر بيست رطل آبهائى كه خواهند يك مثقال از هر يك از عود و فلفل و سنبل و قرنفل و سداب و كرفس و نعناع و مصطكى و قاقله و برگ ترنج بايد كرد و سرد ترين همهء فقاع ، آن است كه از شيرهء جو ترتيب دهند و آن ، مدرّ بول و مرطب بدن و جهت سرفه و امراض حارّهء ريه نافع .
مضر گرده و حجاب دماغ و اعصاب و مصلحش ادويهء حارّه است .
آنچه از نان و مصطكى و سنبل و قاقله و طرخون ترتيب دهند كثير الغذاء و مقوّى معده و احشاء و بىنفخ است و گرمترين اقسام او عسلى و خرمايى و مويزى است .
[ 3929 ]
فقاح :
اسم جنس شكوفه است .
[ 3930 ]
فقاح سورنجان :
اصابع هرمس است .
[ 3931 ]
فقلابوس :
اسم يونانى صريمة الجدى است .
[ 3932 ]
فقلامينوس :
بخور مريم است .
[ 3933 ]
فقلامينون :
فاشرستين است .
[ 3934 ]
فقيص :
شاهترج است .
[ 3935 ]
فقاح الملح :
زهرة الملح است و نزد جمعى ابقر است و ما سرجويه گويد كه بر روى نمك معدنى شبيه به شوره [ متكون ] مىشود و الطف اجزاء نمك و قبض او كمتر است .
[ 3936 ]
فقلين :
عفص است .
[ 3937 ]
فقده :
حبّ الفقده است .
[ 3938 ]
فقعه :
گل زرد است .
[ 3939 ]
فقوليون :
حنا است .
[ 3940 ]
فقارس :
اسم يونانى سرو است .
[ 3941 ]
فقاح الكرم :
شكوفهء انگور است .
در اوّل ، سرد و خشك و با عطريت و مقوّى دل و معده و مسكّن فواق و قى و عرق او در افعال ، قوىتر و لطيفتر است .
[ 3942 ]
فلز :
به سكون لام و كسر فاء ، در لغت ، به معنى سفيد روى است و مفرغ نيز نامند و به تشديد زاء و كسر فاء و لام ، به معنى ريم آهن و ريم معادن گدازنده است و هر گوهرى كه