تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
اطعمه و بالخاصية ، مضرّ معده و سعوط آن با مشك جهت لقوه و تقويت حافظه و تنقيه دماغ ، مجرب و با عنبر جهت ازالهء وسواس و مواد سوداوى و رفع سموم مؤثر است و خواص ثمر درخت پسته كه مغز نبندد در بزغنج مذكور شده . [ 3910 ]

فسافس :

به فارسى ساس نامند . حيوانى است به شكل عدس و بسيار بدبوى و در مزاج ، قريب به ذراريح و رايحهء او جهت اختناق رحم و درد آن و شرب او با سركه و شراب و غرغرهء او جهت اخراج زلوئى كه در گلو مانده باشد و گذاشتن سائيدهء او در سوراخ قضيب جهت احتباس بول ، بسيار مؤثر است و بلع كردن يك عدد آن جهت گزيدن مار شاخدار و چون در ثقبه باقلايى گذاشته ، بلع نمايند جهت تب ربع ، بىعديل يافته‌اند . [ 3911 ]

فسليون :

اسم يونانى بزرقطونا است . [ 3912 ]

فسوة الكلاب :

اسم مصرى غاليسس است و نزد بعضى شابانج است . [ 3913 ]

فستق الهاوية :

حبّ البان است . [ 3914 ]

فسوة الضبع :

قعبل است . [ 3915 ]

فسيا :

اسم عبرانى قاقله است . [ 3916 ]

فسوا براشين :

اسم عبرانى اصابع صفر است . [ 3917 ]

فشغ :

به فتح فاء و شين و به غين معجمه به معنى آن چيز است كه به مجاور خود پيچد به حدى كه او را بپوشاند و فاشرا و امثال او را از اين جهت فشاغ نامند و فشغ از جنس فاشراست و نباتش شبيه به عنب الثعلب و شاخه‌هاى او باريك‌تر و خار او كمتر و ثمرش خوشه دار و برگش با خشونت و دانه‌اش بعد از رسيدن ، سرخ مىگردد و طعم آن ، گزندهء زبان و بيخش صلب و سطبر و منبتش آجام و به دستور ، در مواضع درشت هم مىرويد و قسمى از آن بىخار و دانهء او به شكل باقلاى مصرى و از آن كوچك‌تر و بسيار سياه و بر دور او خط سفيدى مىباشد و ظاهراً لوبياى هندى عبارت از او باشد . قسم اوّل ، در سوم ، گرم و خشك و شرب برگ و ثمرش رافع ضرر ادويهء سميه و مفرّح و محلّل رياح و حافظ قوت غريزى است و چون برگ او را با عسل لعوق كرده طفل شيرخوار را به تدريج از او بدهند ، در مدت حيات ، سموم حيوانى و نباتى در او اثر نمىكند و قدر شربتش يك مثقال است و ضماد قسم ثانى ، رادع اورام و مسكّن درد مفاصل و خوردن او مورث ديدن خوابهاى پريشان و مولد خلط فاسد است .