[ 3898 ]
فروسيمون :
اسم يونانى ارنب است .
[ 3899 ]
فرسيون :
اسم عربى نوعى از باد آورد است .
[ 3900 ]
فروميان :
بصل است .
[ 3901 ]
فرانيون :
اسم يونانى زبد البحر است .
[ 3902 ]
فرسيا :
اسم رومى بسباسه است .
[ 3903 ]
فرطس :
اسم يونانى مار شاخدار است .
[ 3904 ]
فرصيد :
تميمى گويد عجم الزبيب و عجم العنب است .
[ 3905 ]
فراشنك :
اسم هندى خطاف است .
[ 3906 ]
فربهى :
اسم فارسى سمين است .
[ 3907 ]
فريك وفره :
اسم تركى [ فارسى ] فراخ است .
[ 3908 ]
فرنى :
اسم فارس مهلبيه است .
[ 3909 ]
فستق :
معرَّب از پستهء فارسى است . درخت او شبيه به درخت سقز و غير مقشّر پسته را مدتى مديد قوتش باقى است و مغز او را تا سه ماه و آب ليمو ، حافظ فساد اوست .
مغز او ، در دوّم ، گرم و خشك و نزد بعضى در اوّل ، تر است و مبهّى و با رطوبت فضليه و ترياق گزيدن هوامّ و سموم بارده و مفتّح سدهء جگر و مولد خون صالح و موجب فربهى بدن و مقوّى معده و فم معده به حدى كه ساير لبوب مأكوله به او نمىرسد ، خصوصاً با پوست رقيق ملاصق مغز او خورده شود جهت درد جگر و قى و غثيان و مغص و سرفهء مزمن و تقويت دل و حافظه و ذهن و رفع خفقان و برودت جگر و لاغرى گرده و يرقان و سپرز ، نافع .
مصدع محرورين و مورث شرى و مصلحش سركه و ترشيها و ميوههاى بارده .
پوست سرخ رقيق ملاصق مغز او ، معتدل در حرارت و خشك و پوست سبز بيرون او ، سرد و خشك و به غايت مقوّى معده و دل و قابض و رافع اسهال و تشنگى و قى وجهت تقويت دندان و خوشبو كردن دهان و رفع قلاع و پوست سفيد صلب او كه طبخ مفرط داده باشند ، جلوس در آب او جهت خروج مقعد ، مجرب است و نطول طبيخ پوست درخت و برگ او جهت درد مقعد و رحم و جرب و حكّه و حبس نزلات و رفع قمل و مداومت شستن موى به آن جهت ريختن موى ، نافع و روغن پسته ، مقوّى غاليهها و خوشبو كنندهء