تا سه درهم و بدلش در امراض سينه ، پرسياوشان دو وزن او و در تحليل رياح ، اسارون و در اسهال لزوجات ، افتيمون و انيسون است .
چون زمين را مغاك كرده ، به آتش گرم كنند ، و آتش را برداشته ، فراسيون در او فرش نموده ، عليلى را كه از برودت و رياح ، زمين گير شده باشد بر روى آن بخوابانند و از فراسيون بر او لحاف كرده پس بپوشانند تا گرمى مغاك بر طرف شود ، در رفع امراض آن شخص ، مجرب دانستهاند و چون در آب انگور فراسيون ريخته ، سه ماه بگذراند و بعد از آن صاف كنند ، شراب مذكور در رفع اورام باطنى و امراض سينه و دفع فضولات و مواد بارد ، به غايت نافع است .
[ 3879 ]
فرنجمشك :
معرَّب از برنجمشك فارسى و قرنفل بستانى نيز نامند و آن ، برّى و بستانى مىباشد برّى را منبت ، سنگلاخها و نباتش و ساقش مدور و پر شاخ و برگش مثل برگ سوسنبر و تند بوى و با عطريت و بستانى را ساقش مربّع و برگش مانند ريحان كوهى و با خشونت و در بوى ، شبيه به قرنفل و تخمش مانند تخم ريحان و از آن دراز تر و منبتش بستانها و خرابهها .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و برّى ، گرمتر و قوىتر است . مفتّح سدهء دماغى و مصفاة و مقوّى جگر و دل و معدهء سرد و هاضم غذاى غليظ و آروغ او خوشبوى و در افعال ، بهتر از مرزنجوش و سوسنبر و جهت وسواس و خفقان بلغمى و سوداوى و تحليل رياح و تسكين مغص و درد سر بارد و برانگيختن اشتها و رفع سپرز ، نافع .
مولد مرة السودا و مصدع محرورين و مصلحش بنفشه و سكنجبين و قدر شربتش سه درهم است و بدلش سوسنبر و تخم او بسيار خشك و مجفِّف منى و مولد رشك - كه صنان گويند - و هاضم و نعوظ آرنده و شربتش تا دو درهم است و چون در سركه و شراب و آب انگور و اشربه داخل كنند ، مانع فساد آن است .
[ 3880 ]
فراخ :
به فارسى جوجه و به تركى فريك نامند و بهترين آن ، جوجهء مرغ و كبوتر است و خواص هر يك در دجاج و حمام مذكور شد و مداومت كباب كبوتر بچه را با ادويهء حارّه و سير ، مولد مواد جذام دانستهاند و پختهء او با پيه او مقوّى قوت باه و گويند خروس بچه ، بالخاصية مضعف باه است .
[ 3881 ]
فرس :
به فارسى اسب و به تركى آت نامند .
گوشت او ، در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مورث شجاعت و قساوت قلب و مبهّى