تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
است ، شرباً و ضماداً و حمولًا و خائيدن برگ او ، مقوّى دندان و لثه و ضماد و ذرور او جهت جراحات تازه ، نافع است . [ 3732 ]

عنز :

به فتح اوّل ، بز ماده است و در معز ، مذكور مىشود . [ 3733 ]

عناق :

بزغاله است و در جدى مذكور شد . [ 3734 ]

عنزب :

سماق است . [ 3735 ]

عنب الجن :

فاشراست . [ 3736 ]

عنجد :

عجم الزبيب است و جميع دانهء اثمار را شامل است . [ 3737 ]

عنصل :

اسقيل است . [ 3738 ]

عنزران :

آذربو است . [ 3739 ]

عنقيلى :

اسم يونانى شلجم است . [ 3740 ]

عندم :

بقم است و نزد بعضى دم‌الاخوين است . [ 3741 ]

عنقه :

اسم عربى مرزنجوش است . [ 3742 ]

عنزروت :

انزروت است . [ 3743 ]

عوسج :

قريب به درخت انار و پرخار و برگش تند و مايل به درازى و با رطوبت چسبنده و ثمرش به قدر نخودى و مايل به طول و سرخ و در درخت ، بسيار مىماند و نمىريزد و قسمى از عوسج را برگ ، مايل به سرخى و خار او بيشتر و شاخه‌ها درازتر مىباشد و ثمرش عريض و با غلاف . مجموع او ، در اولِ دوّم ، سرد و در آخرِ دوّم ، خشك و بيخ او را چون هر روز به قدر يك اوقيه با يك رطل آب بجوشانند تا به ثلث رسد و صاف او را بنوشند ، چهار پنج مجلس عمل مىكند و جهت جذام ، مجرب دانستند و دافع سوداى سوخته است و شرط است كه دو روز قبل از آن ، اسفيدباج با گوشت گوسفند تناول نمايند و روز سوم ، طبيخ مذكور را بنوشند و تا چند گاه به دستور ، عمل كنند و بايد روز ديگر شرب او كه روز راحت است به حمام روند . مؤلف تذكرة ، طبيخ مذكور را جهت قروح رطبه و جرب و حكّه و رفع آثار ، بهتر از چوب چينى دانسته است و عصارهء تازه او جهت جرب صفراوى و ضماد برگ تازهء او جهت نمله و جمره و با حنا جهت جرب و حكّه و عصارهء خشك كردهء او و طبيخ برگ آن كه به قوام رسد جهت جميع دردهاى چشم ، مخصوصا با سفيدهء