تخم مرغ يا شير دختران ، بىعديل و قطور آب برگ تازهء او را جهت رفع بياض ، مجرب دانستهاند و چون يك هفته مكرر كند و چون بيخ او را ريزه كرده ، با مورد بسوزانند جهت قروح و امراض مقعد و منع زيادتى قروح خبيثه و رويانيدن موى ، سريع الاثر و ثمرش در جميع افعال ، مثل برگ او و قاطع نزف الدم و اسهال است .
مضرّ سپرز و مورث قولنج و مصلحش كتيرا .
بالخاصية ، تعليق شاخ او بر سقف خانه و دروازه ، مبطل سحر و با خود داشتن ، مورث جاه است .
[ 3744 ]
عود :
اسم جنس چوب و شاخ اشجار است . و به اصطلاح اطبا ، مراد چوب درختى است كه از جزاير چين و هند خيزد و گويند بعد از قطع درخت مخصوص ، مدتى در زمين دفن مىكنند تا به صفات مذكوره متّصف شود و آنچه زياده در خاك مانده باشد ، سست و سبك و متقشر مىباشد و او را مولد قمل دانستهاند و عود قمارى ، نوعى است كه احتياج به دفن ندارد و اقسام عود ، هر يك به اسم بلد آن موسوماند ؛ مثل سمندورى و هندى و غيرهما و بهترين او سياهِ صلبِ براقِ خوشبوىِ تلخ است كه در ته آب نشيند و آن ، مندلى است و قمارى و هندى ، كمرنگ تر از آن و سمندورى ، دهنيت غالب و برّى و جبلى او با خطوط سفيدند و هر چه بر روى آب ايستد فاسد است .
در آخرِ دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و قاطع اقسام بلغم و در تقويت معده ، بىعديل و مفرّح و لطيف و مفتّح سدد و محلّل رياح و مقوّى دماغ و دل و جگر و حواس و اعصاب و احشاء و حابس طبع و رافع رطوبت معده و عفونت آن و ادرار بول كه از برودت و رطوبت و ضعف مثانه باشد و هاضم و حافظ صحت حوامل و جنين و جهت ربو و خفقان و سرفه و ضيق النفس و استسقا و غشى و غثيان و سپرز و تقويت باه ، نافع و مطبوخ او با شراب ريحانى ، پاد زهر سموم و بخور او محلّل رطوبات دماغى و مقوّى دل و دماغ و سوختهء او در جلاى دندان ، مجرب .
مضرّ محرورين و مصلحش سكنجبين و كافور و مضرّ سفل و مقعد و مصلح آن صمغ عربى و گلاب و شربتش تا يك مثقال است .
[ 3745 ]
عود برّى :
بيخ قسم ماده عنب الدب است كه به تركى مردار آغاجى نامند . و در كرمان ، بسيار مىباشد . به سطبرى ساعد و از ذرعى زياده و ابلق و با دهنيت و خوشبو است .