[ 3729 ]
عناب :
بهترين او ، رسيدهء باليدهء شيرين است و خشك او ، بهتر از تازه .
معتدل در حرارت و برودت و مايل به رطوبت و قوتّش تا دو سال باقى است . مليّن احشاء و مسهل اخلاط رقيقه و منضج غليظه و رافع خشونت سينه و حلق و آواز و صاف كنندهء خون و مولد خون صالح و مسكّن التهاب و تشنگى و حدّت خون و جهت سرفه و ربو و درد گرده و مثانه و سينه و امراض مقعد و فساد مزاج جگر و با سكنجبين جهت شرى بىعديل است .
اكثار آن ، نفاخ و دير هضم و مصلحش شكر و مويز و مقلل منى و مصلحش عسل و ادويهء باهيه و در مبرودين ، گلاب و شكر و برگش مغير ذائقه به حدى كه تميز طعام نتوان نمود و شرب آب طبيخ برگ او هر روز نيم رطل با قدرى شكر در عرض پنج روز رافع خارش بدن و مجرب است و ذرور خشك او در رفع آكله و قروح خبيثه ، مجرب ، خصوصاً چون بعد از طلا كردن عسل ، ذرور نمايند و پوست ساق درخت او به تنهايى و با سفيداب جهت قروح خبيثه ، بىعديل و شرب نشاره چوب او ، رافع حكّه و جرب و سحج و طلاى آن ، جابر شكستگى اعضا و بيرون رفتن و حركت كردن استخوان است و شرب عناب سائيده با دانهء او ، رافع قرح امعاء و صمغ او با سركه جهت قوبا و با ادويهء مناسبه و به تنهائى جهت امراض چشم ، مفيد .
قدر شربتش تا پنجاه عدد و بدلش سپستان است .
[ 3730 ]
عنقود :
اسم جنس خوشهها است و عناقيد ، جمع آن و اسم مخصوص نباتى است پر شاخ ، به قدر سه شبر و برگش مثل سداب و ريزه و بىشكوفه و خوشهء او ، سرخ و مملو از تخم و در رايحه ، شبيه به سداب .
سرد و خشك و مقوّى اعضاء و مانع ريختن مواد به اعضاء و ضماد او رافع اورام حارّه و التهاب آن و مسكّن حدّت خون و صفرا است .
قدر شربتش تا سه درهم است .
[ 3731 ]
عنم :
به لغت ديلم و تنكابن ، دارواش نامند و از شاخههاى درختها مىرويد و غير بنتومه است . برگش سبز با طراوت و انبوه و كوچكتر از برگ بادام و گلش سرخ و خوش منظر .
در دوّم ، سرد و خشك و مقوّى معده و حابس اسهال و سيلانات و نزف الدم و حيض