جراحات و جلاى باصره و رطوبت چشم ، نافع است و پوست او ، مولد رياح و بسيار بطىء الانحدار است .
انگور نارس و عفص ، مايل به سردى و كثيف است .
روغن انگور را كه مكرر آب و ثفل او را با روغن زيتون جوشانيده ، صاف كرده باشند و يا در آفتاب ، پرورده باشند ، به غايت محلّل اعيا و مسخّن و مليّن جلد است .
[ 3724 ]
عنب الثعلب :
به فارسى سگ انگور و به تركى قوشازومى نامند و در اصفهان ، تاجريزى گويند و انواع مىباشد : برّى و بستانى و هر يك آن ، نر و ماده مىباشد و قسم نر او ، كاكنج است و نر بستانى ، مسمى به كاكنخ بستانى است و قسم نر جبلى ، مسمى به كاكنج منوّم است و قسم مادهء برّى را عنب الثعلب مجنن نامند و قسم مادهء بستانى - كه به لغت مغربى فنا نامند - ، عنب الثعلبِ معروف است و از مطلق او ، مراد همين است . نبات او ، ما بين گياه و شجر و پر شاخ و برگش مايل به سياهى و عريضتر از برگ ريحان و دانهء او زرد مايل به سرخى و از نخود ، كوچكتر و با اندك شيرينى و لزوجت و تخم او سفيد و به قدر خشخاش و قسم سياه او ، غير مستعمل است .
در دوّم ، سرد و مايل به خشكى و نزد بعضى در اوّل ، سرد وتر و مستعمل ، دانه اوست .
رادع و مبرد و ملطّف و با قوت قابضه و مسكّن تشنگى و رافع اورام حارّه و چهار اوقيه آب او با شكر ، محلّل اورام باطنى و امراض احشاء و مسهل خلط مرارى و رافع مغص و زحير و ورم مقعد و استسقاى حارّ و حقنهء او جهت جنون و شرى و تنقيه امعا و ضماد او جهت ورم معده و التهاب آن و ساير اعضا و اورام حارّه و باد سرخ و سوختگى آتش و زخم آبله و قروح ساعيه و سرطان متقرح و درد سر و عصارهء او جهت تقويت باصره و فرزجهء او جهت رفع سيلان حيض و رطوبات و طلاى او با نمك جهت جرب و حكّه و با نان جهت غرب و با روغن گل سرخ و سفيداب جهت جميع اورام حارّه و غرغرهء او جهت ورم حلق و درد دندان ، به غايت مؤثر و بخور و نطول او جهت نزلات و قطور او جهت امراض گوش و بينى ، نافع .
گويند مضرّ مثانه است و مصلحش قند و بدلش كاكنج و نزد بعضى بطباط . قدر شربتش تا پنج مثقال و در مطبوخات ، تا ده مثقال و از آب او تا بيست مثقال است و آب غير مطبوخ آن ، به غايت مقىء است .