تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
در افعال ، بسيار ضعيف‌تر از عود هندى و بدل او نمىشود . [ 3746 ]

عود الحية :

دوائى است كه او را مؤمن فروى ذكر نموده و قبل از او كسى مذكور نساخته و آن ، نباتى است كه از بلاد بربر و بلاد سودان بسيار خيزد ؛ شبيه به سوسن و بيخش شبيه به اصل السوس و با صلابت و خشونت مانند عاقرقرحا و تلخ و تند . در سوم ، گرم و خشك و ترياق جميع سموم و نگاه داشتن او مانع گزيدن جميع هوامّ و چون مار دارندهء او را ببيند ، حس و حركت از او قطع گردد و مفرّح و مقوّى حواس و محلّل رياح غليظه و تدهين مطبوخ اودر روغن زيتون ، رافع عرق النسا و دردهاى بارده است در همان ساعت و شربتش نيم مثقال است . [ 3747 ]

عود العطاس :

نزد بعضى كندش است و نزد جمعى ، بيخى است به قدر انگشتى . سر او سطبر و طرف ديگر ، باريك ، مانند ميخى و تيره رنگ و درونش سفيد و شاخه‌هاى گياه او باريك و انبوه ، شبيه به گياه برنجاسف و برگش شبيه به برگ زيتون و قبهء او كوچك و شبيه به بابونه و تند بوى و عطسه آرنده و بيطاران در جراحات دواب استعمال مىنمايند . تازهء او ، در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و خشك او ، در آخرِ سوم ، يابس و معطش قوى و جالى و محلّل و ضماد او رافع نمش و كلف و برص و خون مردهء تحت جلد است . [ 3748 ]

عود اليسر :

نزد جمعى چوب اناغورس است ، به سبب خاصيت او در يسر ولادت و بعضى به جهت قضاى حوائج و يسر آن ، چوب خطمى و چوب محلب و قومى اراك را دانسته‌اند . [ 3749 ]

عود القرح :

نزد بعضى عاقرقرحا و نزد جمعى وج است و برخى گويند بيخى است با حدت و نبات او شبيه به رازيانه و به قدر قامتى و شاخه‌هاى او مثل ريباس عريض و در شام بسيار است . در سوم ، گرم و خشك و در جميع افعال ، مثل وج و در بعضى خواص ، مانند عاقرقرحاست . [ 3750 ]

عود البخور :

عود قمارى است . [ 3751 ]

عود البرق :

دارشيشعان است . [ 3752 ]

عود الريح :

اسم مغربى ارغيس است و نزد جمعى فاوانيا و بعضى ماميران و نزد بعضى وج است .