[ 3753 ]
عودسيا :
اسم رومى بسباسه است .
[ 3754 ]
عود بلسان :
شاخ درخت بلسان است و بلسان ، مذكور شد و چون بالفعل مفقود است ، شاخ درخت بشام را بدل مىكنند و در جميع افعال از آن ضعيفتر است .
[ 3755 ]
عود الفالوذج :
ابو خلساست .
[ 3756 ]
عود الوج :
وج است .
[ 3757 ]
عود صليب :
فاوانيا است .
[ 3758 ]
عود الدرقة :
محروث است .
[ 3759 ]
عهن :
صوف است .
[ 3760 ]
عينون :
سناء بلدى و در مغرب ، كثير الوجود است . ساق و شاخههاى او ما بين سياهى سرخى و دراز و باريك و صلب و مملو از برگ ريزه ، شبيه به برگ مورد و در هر شاخى گلى مدور به قدر درهمى و مايل به سياهى و بسيار تلخ و بعضى او را از اقسام ماهى زهرج دانستهاند .
در اولِ سوم ، گرم و خشك و مطبوخ تازهء او با انجير ، مسهل بلغم و سودا و جهت درد ورك ، مفيد و به غايت مورث كرب و مضرّ احشا است .
صنف ديگر او ، شبيه به قسم اوّل و شاخههاى دازتر و مايل به سفيدى و گلش زرد است و مسهل بلغم و سودا و بىغائله تر از قسم اوّل و جهت درد مفاصل و امثال آن ، نافع و مغثى و مصلحش عناب و انيسون و شربتش تا دو درهم است .
[ 3761 ]
عين الديك :
به فارسى چشم خروس نامند . دانهاى است سرخ و صيقلى و براق و مدور و مايل به پهنى و درخت او قريب به درخت فلفل و خوشهء او شبيه به بطم و از جبال دكن آرند و نزد بعضى ثمر بقم است .
در سوم ، گرم و در رطوبت و خشكى اختلاف كردهاند و مفرّح و مقوّى اعضاء و به غايت مقوّى باه و مولد منى به حدى كه كثرت جماع ، موجب ضعف نشود و حافظ قوتها و مانع پيرى و جزء اعظم معجون ملوكى حافظ الصحة است .
مصدع محرورين و مصلحش گشنيز و شربتش يك مثقال و بايد با شير تازه و ترنجبين و شكر استعمال كنند .
[ 3762 ]
عيد :
به كسر اوّل ، نباتى است كوهى و شاخههاى او بىبرگ و گلدار و در رفع جراحات تازه ، قوى الاثر دانستهاند .