تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
[ 3708 ]

علس :

سلت است . [ 3709 ]

علوفن :

به يونانى ميپختج است . [ 3710 ]

علك يابس :

فلفونيا است . [ 3711 ]

علك رومى :

مصطكى است . [ 3712 ]

علف :

رطبهء خشك است . [ 3713 ]

علقم :

اسم جنس نباتات تلخ است و گويند مراد از او ، قثاء الحمار است و بعضى گويند حنظل است . [ 3714 ]

علم :

به لغت اكسيريان ، زرنيخ است . [ 3715 ]

علوفس :

خبّازى است . [ 3716 ]

علسى :

نبات صبر است . [ 3717 ]

علت :

خندريلى است . [ 3718 ]

علجار :

قزاح است . [ 3719 ]

عمرد :

كرفس است . [ 3720 ]

عملج :

نوعى از خربزه است كه با تخم او خورند . [ 3721 ]

عمار :

بنك آس است . [ 3722 ]

عنبر :

رطوبتى است كه مانند موميايى و قفر ، منجمد مىشود و از جزيره‌هاى درياى عمان و بحر مغرب و چين ، در وقت جذر و مد دريا ، داخل بحر مىگردد و صاف او بر روى آب ، از تحريك موج ، مجتمع و مايل به تدوير مىشود و او را شمامه نامند و آنچه مخلوط به خاك و ريگ است به جهت ثقل ، در قعر آب مىنشيند و صفايحى و سياه مىباشد و عنبر تخته نامند و بهترين ، اشهب مايل به سفيدى است كه با دهنيت و خوشبوى باشد و بعد از آن ، مايل به ازرقى و زردى و بعد از آن ، مايل به سبزى و زبون‌ترين او ، سياه صفايحى و قسم بلعى است كه ماهى آن را فرو برده و به جهت اضرار ، رد كرده باشند و يا آنكه از جهت افراط ضرر ، ماهى را كشته باشد و از شكم آن بيرون آورده باشند و مصنوع او را كه از لادن و گچ و موم و عنبر سياه ، به اوزان مخصوصه ساخته باشند ، از غير مصنوع ، تفرقه ، بسيار مشكل است و خالص او در خائيدن ، منقطع نمىگردد . عنبر ، در دوّم ، [ گرم ] و در اوّل ، خشك و حافظ ارواح و قوتها و به غايت مفرّح و
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 602 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )