بنفشه جهت حرقة البول و [ قرحهء ] مثانه ، مجرب يافتهاند و مسحوق او با صبر ، مجفِّف بواسير و لعوق او با عسل ، محلّل حناق و طلاى پخته او در روغن زيتون جهت قوى كردن قضيب ، به غايت مؤثر و ضماد سوختهء او با سركه يا آب بنج جهت منع رويانيدن موى كه كنده باشند ، مجرب است .
[ 3701 ]
عليق القدس :
عليق الكلب است .
[ 3702 ]
علك :
اسم چيزى است كه قابل مضغ باشد و از هم نريزد ، مثل سقز و مصطكى و امثال آن .
[ 3703 ]
علك الانباط :
علك البطم است و اسحاق بن عمران گويد كه صمغ درخت پسته است و در منافع ، مثل سقز .
[ 3704 ]
علك البطم :
به فارسى سقز و به اصفهانى ، قندرون نامند و آن ، صمغ درخت بطم است .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و محلّل و ملطّف و مدرّ بول و مقوّى هاضمه و به اتفاق حكماى يونانى و روم ، در جميع افعال ، بهتر از مصطكى است و شرب او با عسل جهت زخمهاى باطنى و با سندروس و زردهء تخم نيم برشت جهت شكستگى اعضا بهتر از موميايى و رافع اعيا است و چون يك اوقيه او را با دو اوقيه پيه گردهء بز در قِدر مضاعف بگذارند و مجموع او را در دو سه شب ، وقت خواب بنوشند جهت خفقان و سرفهء رطوبى ، بىعديل و چون ضماد كنند جهت كجى ناخن و درد اعضاء و شقاق مزمن ، خصوصاً با قدرى شنجرف ، مجرب است و تضميد علك البطم جهت تنقيهء زخمها و گوشت آوردن و جذب خار و پيكان و رطوبات غائره از بدن و با روغن زيتون جهت تحليل اورام و شكاف عضل و قوى كردن عصب ، نافع و خائيدن او جهت جذب بلغم دماغى و تحليل رطوبات معده و تنقيهء حلق از اخلاط لزجه ، مفيد .
مضرّ محرورين و مصلحش سكنجبين و گويند مضرّ عصب است و مصلحش عسل و قدر شربتش يك مثقال .
[ 3705 ]
علقه :
طفسيقون است و گويند صبر است .
[ 3706 ]
علف هندى :
اسم فارسى ماسقودون است .
[ 3707 ]
علوا و علقى :
صبر و نبات اوست .