[ 3698 ]
عليق :
نباتى است خاردار ، در برگ و شكل ، شبيه به گل سرخ و ثمرش در شكل و طعم ، مثل توت سياه و در ديلم ، تموش و به تركى بكورتكن نامند .
مركب القوى و سردى و خشكى در او غالب به حد درجهء دوّم و جميع منافع او را مجرب يافتهاند . همهء اجزاء او ، رادع و حابس نفث الدم و سيلان رحم و مجفِّف و مبرد و مقوّى احشاء و عصارهء مسحوق برگ و ساق تازهء او با اندك صمغ ، جهت جميع امراض حارّه و باردهء چشم ، خصوصاً قرحه و دمعه و ورم و ناخنه ، نافع و گشايندهء دمل و التيام دهندهء زخمها و حابس اسهال و فضلات و خون است و جهت بواسير و سحج ، مفيد و خائيدن برگ او جهت قروح لثه و قلاع و بدبويى دهان و آشاميدن او با گلاب در حين حيض ، مانع حمل و ضماد برگ او مانع زياده شدن آكله و نمله و رافع زخمهاى سر و بر آمدگى حدقه و بواسير و مقوّى معده و مانع انصباب مواد به آن و ثمر او قابض تر از ساير اجزاء و مقوّى امعاء و بيخ او ريزانندهء سنگ گرده و طبيخ برگ و ثمرش سياه كنندهء موى .
مضرّ گرده و مصلحش شكر و قدر شربتش از عصاره و شكوفهء او سه درهم است و قسم كوهى او ، بسيار كم خار ساقههاى او سفيد و ثمرش مايل به تدوير و در افعال ، مانند غير جبلى و شكوفهء او محلّل است .
[ 3699 ]
عليق الكلب :
نباتى است بسيار بزرگتر از عليق و شبيه به درخت و برگش عريضتر از برگ مورد و شاخههاى او با خارهاى صلب و گلش سفيد و ثمرش مثل زيتون و سبز و بعد از رسيدن ، سرخ مىشود و در جوف آن چيزى مانند پشم .
خوردن جوف او مهلك و در التيام جراحات ، مجرب دانستهاند و مستعمل از آن ، ثمر اوست كه جوف او را پاك كرده باشند و طبيخ آن با شراب ، به غايت قابض طبع و حابس بول است و گل او ، سرد و خشك و قابض و مجفِّف وجهت اسهال دموى و صفراوى و ضعف معده و ذرب و نفث الدم سينه ، نافع است .
[ 3700 ]
علق :
به فارسى زلو و ديوچه و به تركى سلوك نامند . كرم سياهى است به قدر انگشت و از آن بزرگتر و با خطوط سبز و در آبها و زمينهاى متعفن به هم مىرسد و در امزجه و اعضاى ضعيفه و صغيرة كه قابل محجمه نباشد ، مثل پلك چشم و بن دندان ، بدل حجامت است .
در دوّم ، سرد و خشك و سوختهء او ، جالى آثار و مفتت حصاة و قطور او را با روغن