تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨

مُقَوى :

هر چه تعديل مزاج و قوام اعضاء به حدى كند كه قبول ريختن فضول ننموده ممانعت تواند نمود ؛ خواه بالخاصية باشد ؛ مثل گل مختوم ؛ يا به سبب تعديل مزاج باشد ؛ مانند روغن گل سرخ .

مُرقّق :

آنچه به خلاف منضج باشد در تغليظ .

مُفَجِّج :

هر چه در همه جهت به خلاف منضج و هاضم باشد .

مُفرِّح :

هر چه روح حيوانى و نفسانى را منبسط ساخته ، تعديل مزاج او كند و حزن را رفع نمايد ؛ مثل شراب .

مُشهِّى :

آنچه تحريك طبع به خواستن غذا كند .

مُبهّى :

آنچه سبب توليد رياح لطيفه در مجارى اعصاب و عضلات اعضاى تناسل گرديده و محرِّك او شود و باعث تكون ماده منوى گردد ؛ مثل لبوب .

مدّر :

آنچه اخراج مائيت اغذيه و فضول سياله مانند بول و حيض و عرق و شير نمايد .

مسهل :

هر چه اخراج فضول اعضاء از طريق امعاء كند .

معرِّق :

آنچه به سبب تلطيف ، رطوبات محتبسهء تحت جلد را از مسامات او به ظاهر اخراج كند .

مقيِّىء :

هر چه اخراج فضول از طريق مرى كند .

مُليِّن :

اعم از منضج و مُزلِق و مخرج ما فى المعده و الامعاء است .

مسكّن :

هر چه اخلاط و روح را از حركت غير طبيعى باز دارد .

مطفى :

آنچه اخلاط حارّه را كسر حدّت نمايد .

مخدّر :

آنچه تكثيف روح حساس كه نفسانى باشد و روح محرِّك كه حيوانى است به نوعى كند كه مانع حس و حركت گردد ؛ مثل افيون و اكثر مخدّرات ، سرد و خشك مىباشند .

مُزلِق :

هر چه ترطيب و تليين سطح عضو به حد لغزندگى كند تا آنچه در آن محتبس باشد به حركت او حركت نمايد ؛ مثل آلوى بخارا .

مجفِّف :

آنچه افناء رطوبات يا تقليل آن كند مانند سندروس .

مسدد :

آنچه به سبب كثافت و يبوست در مجارى محتبس شده ، منع دفع موادّ واجب الدفع كند ؛ مانند سفيداب ؛ يا به سبب لزوجت ، باعث تسديد گردد ؛ مانند لعابها .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 58 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )