به غايت مؤثر و با عسل و روغن جهت درد رحم در حين نفاس و با روغن گل سرخ جهت جرب و ضماد سوختهء او با موم و روغن حنا و مانند آن جهت منع ريختن موى و رويانيدن آن و با گلاب جهت زخمهاى سوداوى ساق پا ، مجرب دانستهاند و با بول جهت شهديه سر و منع نزلات و سعوط و بوييدن او جهت درد سر مزمن و گشودن سدهء خيشوم و زكام و لقوه ، به غايت مفيد و كماد گرم او بر سر جهت زكام و بر ساير اعضاء و جهت تحليل رياح سريع الاثر و قطور بو دادهء آن با روغن زيتون به قدر سه چهار قطره جهت رفع زكام كه با عطسه بسيار باشد ، مجرب و مضمضهء مطبوخ او با سركه جهت درد دندان بارد و قطور او با روغن حبّة الخضرا جهت درد گوش و سدّه و رياح آن ، نافع .
شرب روغن او با روغن زيتون و كندر جهت اعادهء باه مأيوسين ، از مجربات دانستهاند و طلاى روغن او كه به قرع منكوس گرفته باشند ، بر اعضاى تناسل و كمر جهت نعوظ ، بىعديل و رافع دردهاى صعب بارده و سستى و سدهء اعصاب است و خوردن او نيز جهت باه و امور مذكوره ، سريع الاثر است .
اكثار شرب شونيز ، مورث خناق محرورين و سدر [ سدد ] و مصلحش سكنجبين و سركه و مضر گرده و مصلح آن كتيرا و قدر شربتش تا دو درهم و از روغن او تا يك درهم و بدلش انيسون و نصف او تخم شبت است .
[ 3274 ]
شواصرا :
مسك الجن است و او را در تنكابن ، مشك واش نامند و « ابو ريحان » ، بيان نموده كه در بلد ديلم ، به اين اسم گياهى ديده ام و آن ، نباتى است خاكسترى رنگ ، شبيه به اشنه و منحصر در اوراق ريزه و متراكم و از روى زمين جدا نمىشود و بىگل و ساق و بيخش سياه و به قدر مسمارى و منبتش سنگلاخهاى كوههاى عظيم و از تازهء او ، چند ماه بوى مشك خالص مىآيد .
در سوم ، گرم و خشك و مفرّح و مدرّ حيض و مقوّى ارواح و قوى و در جميع افعال ، قريب به سنبل الطيب است .
[ 3275 ]
شويلا :
اسم عربى برنجاسف است .
[ 3276 ]
شوشمر :
اسم قاقله صغار است .
[ 3277 ]
شوحط :
اسم عربى درختى است بزرگ و شاخههاى او صلب و بىگره و برگش شبيه به برگ بيد و از چوب او كمان مىسازند . جميع اعضاى او با قوت قابضه و جهت اسهال ، مفيد و جلوس در سايهء او ، ممنوع است .