با شير و سركه مفتّح سدد و هاضم و مهيّج باه و مسقط جنين و جهت صاف كردن آواز و رفع بلغم مفاصل و رياح و سموم و درد مفاصل و سپرز ، نافع و ضماد او برص و بهق سفيد و جرب و رويانيدن موى بعد از سقوط آن ، مؤثر و چون كوبيده و در كف دست مخالف دندان دردناك كرده ، به دستور ، به طرف مخالف آن تا صباح بگذارند ، رافع الم آن و مجرب و چون تخم مرغ را يك شب در ميانِ سائيده او پنهان كنند ، پوست او را سرخ كند و اين ، علامت خوبى و تازگى اوست و ضماد برگ او ، مقرح جلد است .
قدر شربتش يك درهم و مضرّ ريه و مصلحش صمغ عربى و مصطكى و بدلش در علل سپرز ، مرجان و در غير آن ، زرنباد و فوه است .
[ 3300 ]
شيح :
به فارسى درمنه گويند و خشكِ اقسام او را مىسوزانند . آن ، نباتى است گلش خوشبو و تلخ و با اندك حدّت و شبيه به افسنتين رومى و اقسام مىباشد . جبلى ، قوىتر از دشتى و هر چه گلش مايل به زردى و برگش شبيه به سداب و نباتش از شبت كوچكتر است ، شيح ارمنى نامند و هر چه مايل به تيرگى و با رطوبت چسبنده و گلش زرد است ، شيح جبلى است و عريض الورق كه گلش سرخ است ، شيح خراسانى و شيح تركى نامند و درمنه تركى ، تخم بستيباج است و وخشيزك نامند ؛ چه اقسام شيح را مستعمل ، گل اوست و تخم او ، مبيّن نيست . و درمنه تركى متعارف ، تخمى است معروف و در بستيباج مذكور شد .
در سوم ، گرم و خشك و قاطع بلغم و مفتّح سدّه و مدرّ فضلات و مخرج اقسام كرم و مسهل اخلاط فاسده و محلّل رياح و جهت گزيدن عقرب و رتيلا و سموم بارده و فواق و مغص و درد ورك و عسر النفس و تبهاى مركبه ، نافع .
مضر معده و عصب و مصدع و مصلحش مصطكى و ترمس .
ضماد سوختهء او با روغن زيتون جهت داء الثعلب و سرعت بر آوردن موى ، مؤثر و ذرور او جهت آكله و طلاى آب مطبوخ او جهت ورم بلغمى چشم و ساير اعضاء ، مفيد .
قدر شربتش در سموم ، تا سه درهم و در ساير مواضع تا دو درهم و بدلش مثل او افسنتين است . و بعضى سداب را بدل دانستهاند .
روغن او كه به دستور روغن گل گيرند جهت رفع لرز تبها و امراض بارده و استسقاء و ورم معده ، نافع است .