[ 3301 ]
شليم :
به فارسى گندم ديوانه نامند و آن ، دانهاى است از جو باريكتر و با تلخى و مايل به سرخى و نبات او شبيه به نبات گندم و در گندم زار مىرويد و در اصفهان ، كاكلك گويند .
در دوّم ، گرم و خشك و مخدّر و موجب سدر و مفسد آواز و نانى كه شليم داشته باشد ، مسكر و منوّم و ضماد او جاذب و منقّى مواد و با سفيدهء تخم مرغ محلّل صلابات و با عسل جهت نقرس و با سركه و روغن زيتون جهت قوبا و سعفه و جرب متقرح .
طلاى روغن او ، منوّم و گرمتر و لطيفتر از روغن گندم است و مصلح ضرر آن ، شير و روغن و قى كردن و ربوب حامضه آشاميدن است .
[ 3302 ]
شيبه :
اسم عربى است و آن ، غير شيبة العجوز است و منبت او ، بستانها و جايى كه بسيار باران شود و او ، گياهى است ساق و شاخ آن ، سفيد و برگش مايل به سفيدى و غبارناك و گويا به مقراض ريزه كردهاند و خوشبو و با تندى و شبيه به بوى صعتر .
در سوم ، گرم و در دوّم ، خشك و مفتّح سدد و محلّل و مدرّ حيض و منقّى فضلات و مواد نزله و ضماد او ، رافع ورم ريحى و بلغمى و مانع مواد ورمى در ابتدا و انتها و محلّل آن و جهت رياح رحم و جذب جنين ، به غايت مؤثر .
قدر شربتش تا يك مثقال است .
[ 3303 ]
شيرخشت :
به تاى آخر و به كاف ، اسم صمغ بعضى از اشجار بلاد هرات و از جنس شبنم - مانند ترنجبين نيست - و بهترين او سفيد و شيرين و حبّهاى بزرگ است كه چون در دهن نگاه دارند ، كام و زبان را سرد كند و مغشوش و مصنوع از آرد جو را اين صفت نيست .
در اوّل ، گرم و در رطوبت ، معتدل و در جميع افعال - سواى تقويت باه و ضرر صاحبان قولنج - ، قوىتر از ترنجبين و جالى و مليّن طبع و مسهل اخلاط سوخته و مركبهء رقيقه و مقوّى جگر و معده و احشاء ، جهت خشونت حلق و سرفه و تبهائى كه از مواد رقيقه باشد و جهت حرارت جگر و ورم آن و با ماء الشعير ، بهترين ادويهء و اغذيه صاحبان تب است و ضماد او مليّن و جالى بشره و با شير ، جهت طراوت گونه ، مؤثر .
مولد قراقر معده و مصلحش روغن بادام و رازيانه و قدر شربتش تا بيست مثقال و بدلش مثل او ترنجبين است .