تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
و در اولِ دوّم ، گرم و در رطوبت ، معتدل و قوتش تا سى سال باقى است و محلّل و منضج و مليّن و مصلح ادويهء مرهمها و موافق زخمها و خوردن ده خرنوب او كه به قدر گندم ريزه كرده ، فرو برند و يا در روغنها حل نموده ، بنوشند جهت قروح باطنى و سحج ، مجرب و جهت درد سينه و سرفه و رفع انجماد شير و مثل درد گلو و لهاة و تصفيهء آواز ، بىعديل و طلاى او جهت حكّه و جرب و خشونات و نضج اورام و وسيع كردن و به چرك آوردن زخمها و نرم كردن سينه و صلابات و رفع اذيت زخم حربهء زهر دار ، مؤثر و بخور او جهت رفع عفونت هواى وبائى و به عرق آوردن صاحبان تب و رايحهء او جهت بدبويى بينى و اذيت بوى مردار و حقنه او با روغن گل سرخ جهت سحج ، به غايت نافع و رافع اشتها و مسدد است و مصلحش نان و شربتش تا نيم درهم است و بدلش آرد باقلا است . گويند چون آشيان مگس را بسوزاند و به ظرفى بمالند و در آب دريا و ساير آبها گذارند ، آب شيرين را به خود جذب مىكند . موم شمع عروسى را در نيرنجات ، [ جهت ] محبّت و آنچه در عزا سوزانيده باشند جهت بغض ، مؤثر دانسته‌اند و از خواص اوست كه چون قمر در سنبله به تثليث و عطارد از نحوست برى باشد ، يك مثقال موم شمع عروسى را با سه قيراط موم پاك نموده ، در يك درهم نقره مضبوط نموده ، نگاه دارند ، غلبه بر همه خصم او را روى دهد و زبان دشمنان بسته شود . [ 3250 ]

شمس :

به لغت اكسيريان ، ذهب است . [ 3251 ]

شمار :

رازيانج است به لغت مصر و شام . [ 3252 ]

شمشاد :

اسم فارسى بقس است . [ 3253 ]

شمامه :

درداب است . [ 3254 ]

شمشر [ شمشير ]

: قاقله صغار است . [ 3255 ]

شميعه :

شامل روغن ترب و سندريطس است . [ 3256 ]

شمول :

خمر است . [ 3257 ]

شمليت :

اسم هندى حلبه است . [ 3258 ]

شمخاطر :

اسم ملح هندى است . [ 3259 ]

شند :

از طيوب معموله است و در مصر ، بسيار معمول و به يونانى اسميليوس نامند و