تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
در حيات الحيوان مذكور است كه چون شخصى خون او را بر قضيب طلا كرده ، مباشرت كند ، ديگرى با آن زن مقاربت نتواند كرد . « جالينوس » گويد تخم او را با عسل و اندك بوره جهت درد جگر و حمول زبل او جهت درد رحم ، مجرب است و مهر يارس ، پيهء او را جهت درد رحم و ثقل سامعه ، به غايت مفيد دانسته است . [ 3224 ]

شفنين بحرى :

حيوان دريائى است كه شبيه به خفاش در رنگ و بال و شكل و دنبالهء او ، شبيه به دنبالهء موش و در زير دنبالهء او نيشى مثل خار و از زدن نيش ، ألم عظيم حادث مىشود و چون نيش او را در زير جامهء خواب گذارند ، مورث بىخوابى مفرط و دفن كردن او در خانه ، موجب تفرقه اهل آن خانه و پاشيدن مسحوق سوخته او بر دو كس باعث تفرقه و بغض ايشان مىگردد و بدين جهت او را حوت الشّرّ ناميده‌اند . و گويند چون در مكان بول شخصى نيش او را فرو برند ، باعث سوزش و درد عظيم صاحب بول مىشود و ما دامى كه رفع ننمايند ، ساكن نمىگردد . [ 3225 ]

شفلج :

بار گياه كبر است . [ 3226 ]

شفتالو :

اسم فارسى خوخ است . [ 3227 ]

شفترك :

اسم شيرازى خبه است . [ 3228 ]

شفيفل :

شقاقل است . [ 3229 ]

شفودس :

قنا برّى است . [ 3230 ]

شقايق :

معروف است چون نعمان بن منذر در خورنق اولًا ذرع نموده ، مسمى به شقايق النعمان گشته . آن ، برّى و بستانى مىباشد ، شبيه به نبات خشخاش و برگ بستانى از آن كوچك‌تر و ثمر و دانه‌اش مثل خشخاش كوچكى و مخدّر قوى و ترياك به غايت قوى السكر . در دوّم ، گرم و خشك و جاذب و ملطّف و مفتّح و جالى آثار و مجفِّف و شرب گل خشك مسحوق او به قدر دو درهم با ميپختج جهت تسكين درد احشاء و اعضا كه دفعة به هم رسد ، بسيار سريع الاثر و نفوخ او قاطع رعاف است ، در ساعت . و شرب طبيخ برگ و ساق او كه با گياه جو پخته باشند ، مدرّ شير و حيض و طلاى عصارهء او ، منقّى چرك زخمها و رافع تقشر جلد و محلّل ورم چشم و سعوط آن ، منقّى رطوبات دماغى و قطور او ،
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 541 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )