اغذيهء اطفال است و چون خمير او را بگذارند تا ترش شود و در دوغ حل كرده ، بعد از يك شب از يك اوقيه تا يك رطل از آن بنوشند جهت رفع تشنگى مفرط و التهاب معده و قى صفراوى و حكّه و تبها و اسهال صفراوى ، بىعديل است .
آب مقشّر مطبوخ او به حدى كه مهرا پخته شده باشد ، ماء الشعير نامند . سرد و تر و مدرّ بول و مسكّن حدّت خون و اخلاط محترقه و سريع الانحدار و مولد خون صالح و مرطب و جهت تبهاى تند و جگر حارّ و سل و دق و قرحهء ريه و امعاء و اسهال حارّ و يابس ، نافع .
مرخى معده و مضرّ احشاى بارده و نفاخ و مصلح او گلقند و در حين اعتقال طبع ، استعمال او را جايز ندانستهاند و مطبوخ آن با نصف او خشخاش كوبيده جهت صداع حارّ و با اضافه قرطم جهت اخراج بلغم لزج و منع شرى و تفتيح سدد و با عناب و انجير و سپستان و پرسياوشان جهت سعال و درد سينه ، مجرب است .
شيرهء جو كه كشك الشعير نامند ، سرد و مايل به خشكى و غليظتر از ماء الشعير و جهت اسهال صفراوى و امزجهء حارّه ، مفيد است .
ضماد آرد او ، رادع و محلّل اورام و با آب گشنيز ، محلّل خنازير و اورام صلبه و ورم گلو و با راتيانج و زفت و تخم كتان و بول اطفال ، محلّل اورام صلب و گشايندهء دمل و با اكليل الملك و پوست خشخاش جهت ذات الجنب و با آب به جهت نقرس حارّ و مطبوخ او با سركه جهت جرب و حكّه و با بنج و افيون و آب كاهو و مانند آن جهت صداع و ورم چشم و نزلات و باد سرخ و استحكام دادن عضو شكسته و كوفت ديده و غرغرهء شيرهء او جهت ورم و درد گلو و طلاى مطبوخ او با انجير با ماء العسل جهت تحليل اورام بلغمى و حارّه ، به غايت مؤثر و ضماد سوختهء او جهت كلف و حزاز ، نافع است .
[ 3214 ]
شعر :
به فارسى موى نامند و آن ، متولَّد از بخارات اخلاط و محترق آن ، متكون مىشود .
به غايت يابس و خواص موى هر حيوانى در طى ذكر آن ، مذكور است و مراد از مطلق شعر ، موى انسان است .
چون به سركه تر كرده ، بر زخم سگ ديوانه گزيده گذارند ، رفع سميت آن مىكند و با شراب و روغن زيتون ، مانع ورم جراحت سر و سوختهء او ، به غايت مجفِّف و بىلذع و مسخّن و جهت آكله و خشك كردن زخمها ، مجرب و جهت قلاع و قروح و با كندر و