زفت جهت جراحت سر و با مردارسنگ جهت تسكين جرب و حكّه قوى چشم و با آب و روغن زيتون جهت سوختگى آتش و ذرور او جهت بروز مقعد ، به غايت مؤثر و قطور او با سفيداب و توتياى مغسول و گل ارمنى جهت حرقة البول ، مجرب و بخور او جهت اختناق رحم و صرع سددى و گريزانيدن هوامّ و حمول جهت سيلان رحم و تجفيف رطوبات ، موثر و با ماء الشعر كه از تقطير او حاصل شود جهت رويانيدن موى ، مجرب است .
[ 3215 ]
شعر الغول :
گياهى است بىساق و ثمر و منحصر در اوراق خشن ، شبيه به سرخس و مايل به سياهى و بيخش سياه و پر ريشه و غير پرسياوشان است و دردار المرز ، كثير الوجود و در تنكابن ، كرف نامند و در خواص ، قريب به پرسياوشان و در تنقيه سينه ، قوىتر از آن است .
[ 3216 ]
شعر الجياد :
نباتى است غير پرسياوشان ، شبيه به موى يال اسب و باريك و سياه و چندين عدد به شكل دسته در يك جا مىرويد و بر روى زمين پهن مىشود و بىبرگ و ساق و بيخ و چون بسوزانند ، بوى موى سوخته مىدهد .
گرم و خشك و بخور او را جهت تب ربع ، مجرب دانستهاند و گويند تعليق او ، مانع ماندگى راهروان است .
[ 3217 ]
شعر الجن :
شعر الغول است .
[ 3218 ]
شعر الارض و شعر الخنازير :
شعر الجياد است .
[ 3219 ]
شعارير :
قثاء برّى صغير است .
[ 3220 ]
شعور الصقالبة :
زعفران است .
[ 3221 ]
شعير رومى :
خندروس است .
[ 3222 ]
شغال :
به غين معجمه اسم كلب برّى و آن ، ابن آوى است .
[ 3223 ]
شفنين برّى :
مرغى است از فاخته بزرگتر و سفيد و طوقِ گردن او سياه و ناتمام و يمام [ و به تركى دالا فاخته ] نامند .
در دوّم ، گرم و خشك و به غايت مسمِّن بدن و مجموع او مستحيل به خون صالح مىشود . مقوّى قوهء ماسكه و حواس و موافق ناقهين و مفلوجين و زياده كنندهء قوت حافظه و محرِّك باه .
اكثار او ، مضرّ محرورين و مصلحش سركه و گشنيز و مقوّى فعل او شير تازه است .