[ 3184 ]
شحر :
كشنج است .
[ 3185 ]
شحم النخلة :
جمار النخل است .
[ 3186 ]
شحيمه :
اسم قسم اخير لبلاب كبير است .
[ 3187 ]
شحم الاترج :
البست است .
[ 3188 ]
شحم المرح :
خطمى برّى است .
[ 3189 ]
شحم قاوندى :
قاوند است .
[ 3190 ]
شخير :
به خاء معجمه ، اسم قلى است .
[ 3191 ]
شخار ابيض :
به لغت اهل صناعت ، ملح القلى است .
[ 3192 ]
شخت :
تومال الذهب است .
[ 3193 ]
شدخ :
تخم انجبار است .
[ 3194 ]
شراب مروق :
خمرى است كه نان ميده و به كسمات در آن خيسانيده ، بعد از شش ساعت صاف نمايند . كثير التغذيه و موافق ناقهان است .
[ 3195 ]
شربين :
از اصناف سرو است . برگش از آن عريضتر و ثمرش شبيه به بار سرو و از آن كوچكتر و بهترين قطران از او حاصل مىشود و بعضى او را از اقسام صنوبر دانستهاند و به سرو ، اشبه و از آن كوچكتر است و در اصفهان ، معروف به درخت نوش است و قسمى از او كوچكتر و خارناك است و ثمرش به قدر گردكان و عرعر برّى گويند .
اقسام او ، در اولِ سوم ، گرم و خشك و آب مطبوخ شاخ او جهت قروح ظاهر و باطن و سستى اعضاء و ضعف معده و جگر و رياح غليظه و نطول او جهت منع ريختن موى و رفع قمل و تحليل اورام و امراض رحم و مقعد و ذرور او ، رافع نزف الدم و اعيا و جهت التيام قروح و خوشبو كردن رايحهء بدن و مضمضهء طبيخ برگ و ثمر او با سركه جهت درد دندان و ضماد او جهت خناق و ورم لوزتين و ثمرش قابض و مدرّ بول و مخرج مشيمه و جهت سعال و علل جگر و گزيدن ارنب بحرى ، نافع .
مورث صداع و هزال و مصلحش فواكه ترش و گشنيز است .
[ 3196 ]
شرى :
گياه حنظل است .
[ 3197 ]
شريث :
فراسيون است .
[ 3198 ]
شرار :
زرنيخ مصعد است .