تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢

زغب :

اولْ موئى كه در حيوانات بر آيد . و نيز اسم كيمخت است كه ساغرى باشد . در ادويه ، آنچه بر سطح او چيزى شبيه به موى تازه باشد مزغب نامند .

[ حرف سين ]

سايل :

آنچه اجزاء او در جهات حركت كند ؛ اعم از آن كه اتّصال اجزاء او منقطع شود ؛ يا نشود ؛ مثل آب و روغنها .

سباخ :

شوره زار .

سبط :

بىگره .

ساحل :

كنار دريا .

سم :

به فارسى ، آن چه زهر نامند و به سبب ضديت كيفيت و خاصيت ، مزاج را فاسد سازد ؛ مانند بيش .

سنون :

آنچه به دندان بپاشند و بمالند و مقوّىّ جوهر او باشد

سحيق :

آنچه بسيار نرم سائيده باشند .

سهك :

بدبو شدن گوشت و بوى عرق كه از بدن آيد .

سهل :

زمين نرم .

[ حرف شين ]

شجر :

نباتى كه با ساق خشبى باشد و كامل او آن كه با اجزاء تسعه نباتى باشد و آن ثمر ، ورق ، ليف ، صمغ ، بزر ، قشر ، اصل ، عصاره و حب است ؛ مثل درخت خرما .

شطب :

به ضم اوّل و ثانى از قانون الادب جوهر شمشير ؛ به فتح اوّل و سكون ثانى از قاموس اللغة : جدا گرديدن ، دور شدن و پوست باز كردن ؛ در ادويه ، هر چه به اين صفات باشد مشطّب گويند .

شرف :

به ضم اوّل و فتح ثانى ، كنگرهاى كوشك ؛ در ادويه ، آنچه در اطراف ، زوايد و برآمدگىها داشته باشد مشرف نامند .

شمه :

آنچه بو كنند .

شتر :

به فتح اوّل و ثانى ، دريدن پلك زيرين چشم .