[ 2668 ]
زنگار :
اسم فارسى زنجار است .
[ 2669 ]
زنجار مجرود و زنجار دودى :
از اقسام زنجار مصنوعند .
[ 2670 ]
زن :
دو سر است .
[ 2671 ]
زنبق اصفر :
گويند ياسمين زرد است .
[ 2672 ]
زنجره :
به لغت اصفهان ، صرصر را نامند .
[ 2673 ]
زنجبيل :
بيخى است معروف و گياه او شبيه به گياه شقاقل و از آن بسيار كوچكتر و بى گل و بى ثمر و در مازندران نيز مىباشد .
در سوم ، گرم و در اوّل ، خشك و با رطوبت فضليه و مقوّى هاضمه و مليّن طبع و مفتّح سدّه جگر و مبهى و محلّل رياح غليظهء معده و امعاء و مجفِّف رطوبات و رافع تشنگى بلغمى و مقوّى معده و جگر و قوت حافظه و جهت سموم حيوانى و اخراج خلط غليظ و رطوبت دماغى و حلق و رفع برودت هوا و فالج و كرم معده و يرقان و تقطير بول و اسهال كه از فساد غذا باشد و با نبات و كندر جهت رفع مضرّت ميوههاى تازه و رطوبت معده و با زرده تخم مرغ نيم برشت جهت زياد كردن منى و با تربد ، مسهل رطوبات مفاصل و ساقين و باخولنجان و پسته جهت تقويت باه از اسرار مجربه است و اكتحال او جهت غشاوه و بياض چشم و سبل و ضمادش جهت تقويت اعصاب و كزاز و رياح بواسير ، بىعديل و در دهان داشتن او رافع تشنگى بلغمى است .
مضر حلق و مصلحش عسل و روغن بادام و قدر شربتش دو درهم و بدلش دارفلفل است و مربّاى او محرِّك باه مبرودين و جهت تقويت هاضمه و بنيهء پيران و تجفيف بلغم قوىتر است .
[ 2674 ]
زنجبيل الكلاب :
گياهى است بسيار تند و كشندهء سگ . برگش مثل برگ بيد و دراز تر و به زردى مايل و كم آب و شاخههاى او سرخ است .
بسيار گرم و خشك و ضماد او جهت كلف و رفع آثار ، بسيار قوى الفعل و برگش محلّل اورام صلبه و خوردن او جايز نيست .
مؤلف « اختيارات بديعى » او را بيخ فلفل الماء دانسته و از صفات فلفل الماء ظاهركه غير اوست .
[ 2675 ]
زنبق :
از رياحين معروفه است و به فارسى سوسن آزاد نامند و او ، غير سوسن ابيض و غير ياسمين است و در سوسن مذكور مىشود و اشتباه عظيمى در آن كردهاند .