النسا و امثال آن ، انفع از زفت است و قاطع نزف الدم و مسهل و ترياق سموم و جالى است .
دودهء زفت ، جهت نيكو كردن مژگان و قرحهء چشم و تقويت باصره و دمعه و سوزش چشم و رفع ريختن مژه ، به غايت مؤثر است .
[ 2646 ]
زفت يابس :
زفت رطب است كه به خودى خود خشك شود و يا به طبخ ، خشك كنند . در سوم ، گرم و در دوّم ، خشك و تجفيف او زياده از رطب و در انضاج ، ضعيفتر و جهت التيام قروح و ضربه و سقطه و آشاميدن او با زردهء تخم مرغ نيم برشت جهت قطع خون حيض و بواسير و سستى كمر و تقويت رحم ، نافع و در ساير افعال ، ضعيفتر از رطب .
قدر شربتش تا دو مثقال است .
[ 2647 ]
زفت بحرى :
شبيه به قطران است و سياه و سيال و از زمين مثل نفط حاصل مىشود و صنف سيال قير است و كشتى را به آن استحكام مىدهند و داخل مراهم مىكنند و بهترين او صاف و نرم است .
در سوم ، گرم و خشك و محلّل و مقوّى مفاصل وجهت عرق النسا و فالج و جذام و التيام اعضاى شكسته ، نافع .
قدر شربتش از يك درهم تا دو درهم و مضرّ شش و مصلحش كتيرا و بدلش قطران و گويند جاو شير و سقز است بالسويه .
[ 2648 ]
زقوم :
از اشجار است و حجازى و شامى مىباشد : حجازى او به قدر قامتى و برگش از برگ انار عريضتر و با تشريف و گلش در اطراف شاخههاى او به هيئت ياسمين و زرد و ثمرش سياه رنگ و شبيه به هليله و در جوف آن دانهاى مثل كنجد و اين نوع را برگ و بار تازهء او جهت جراحات تازه ، نافع و قوى القبض و رادع است .
درخت نوع شامى ، بزرگتر از حجازى و خاردار و گلش زرد و ثمرش از هليله بزرگتر و رسيدهء او شيرين بىمزه و با عفوصت و مغثى است .
در دوّم ، گرم و خشك و محلّل رياح و جالى و رافع آثار و قدر شربتش تا پنج درهم است .
روغن تخم او با اندك تخدير و محلّل رياح مفاصل و مواد بلغمى و اخلاط غليظه و مسهل آن و رافع سدد و سپرز و جهت فالج و نقرس و امثال آن ، شرباً و ضماداً ، نافع .