تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
عسر ولادت و اخراج مشيمه زنان و ماديان ، بالخاصية ، مجرب . روغن او كه پنجاه مثقال او را در سه رطل و نيم روغن كنجد يا روغن زيتون ، پنج روز خيسانيده ، هر روز بر هم زده ، صاف كرده باشند ، در سوم ، گرم و خشك و مليّن عصب و صلابت رحم و مسخّن و منوّم و محلّل و تدهين بينى و سعوط آن جهت ذات الجنب و طلاى او جهت تنقيهء قروح رحم و اعضاء و قروح خبثيه و حمول او با موم و مغز استخوان جهت قرحهء خبيثه رحم ، نافع . برگ گياه او جهت التيام جراحت تازه و منع ريختن مواد به اعضاء ، مفيد و چون اندرون سيب را خالى كرده ، زعفران پر كرده ، بو كنند جهت خناق و خفقان و ذات الجنب ، بىعديل است . [ 2637 ]

زعفران الحديد :

زنگ آهن است كه او را سوهان كرده ، بر روى صفحه پهن نموده ، تر كنند و در جاى نمناك بگذارند تا زرد شود ، بعد از آن كوبيده ، اجزاء زرد شدهء او را بگيرند و باز به دستور ، گذارند و تكرار عمل نمايند تا همه او زعفران گردد . بهترين اقسام او ، خصوصاً در صناعت ، آن است كه برادهء حديد را با ربع او نوشادر سائيده ، در زمين نمناك دفن كنند ، تا ده روز مجموع ، زعفران مىشود . گرم و خشك و قابض و از جملهء سموم و ضماد او جهت نقرس و بواسير و داخس و خشونت پلك چشم و ناخنه و داء الثعلب و با سركه جهت باد سرخ و جوششهاى حارّ ، مجرب و فرزجهء او جهت قطع حيض و ذرور او جهت قطع خون بن دندان و تقويت آن ، نافع و خوردن يك قيراط آن مانع آبستنى است و در صناعت ، جزء عظيم است . [ 2638 ]

زعرور :

در اصفهان كويج نامند و به تركى يميشان و در تنكابن ، كرچيل گويند و از جنس كندس طبرى است . در آخرِ دوّم ، سرد و در اوّل ، خشك و قابض و مسكّن حدّت صفراء و خون و قى و جهت اسهال و تقطير بول و جگر و معده حارّ ، نافع و مقوّى اشتها و آب او با شكر جهت درد سر حارّ ، مجرب و ضماد او جهت اورام صلبه و باد سرخ ، مفيد . مضر گرده و مورث قولنج و مصلحش انيسون و عود و قدر شربت از آب او بيست و پنج درهم و از جرم او تا دوازه درهم و بدلش سيب ترش است . [ 2639 ]

زغير [ زعير ، زغپرو زغبر ]

: مرو است و اسم فارسى تخم كتان .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 456 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )