[ 2191 ]
دحياز :
زعفران است .
[ 2192 ]
دخن :
به خاى معجمه به فارسى ارزن نامند و آن ، قسمى از جاورس است و از آن بزرگتر و در طبع ، مثل او و در افعال و خواص ، مانند آن و مطبوخ مقشّر او با شير و روغن تازه ، مولد منى و مليّن سينه و صالح الغذاء و آرد او ، قابض طبع و قاطع اسهال صفراوى . مولد سده و سنگ مثانه و مصلحش شكر و عسل و بدلش برنج است .
[ 2193 ]
دخان الكندر :
دودهء كندر است كه او را سوزانيده ، طاسى منكوس گذارند تا دود او در او جمع شود . جهت ورم و قرحهء چشم و رويانيدن مژه و رفع موى زياد و التيام قروح اعضاء ، نافع است .
[ 2194 ]
دخان القوارير :
دودهء شيشه است . گرم و خشك و مقوّى باصره و جالى و جهت سبل و ناخنه و بردن گوشت زياد زخمها مفيد است و دودهء مرّصاف جهت رطوبت چشم و تأكل گوشتهاى آن ، نافع و دودهء بطم را نيز همين اثر است و دودهء ميعه و قطران ، مثل دخان القوارير است و دودهء هر چيز حكم اصل آن دارد با شدت لطافت .
[ 2195 ]
دخس :
دلفين است .
[ 2196 ]
درخيسا :
به لغت نبطى ، شامل روغن بلسان و بنگ است .
[ 2197 ]
در :
عليق است .
[ 2198 ]
دراقيطون :
لوف الكبير است .
[ 2199 ]
در قطوليطس :
زراوند طويل است .
[ 2200 ]
دراسيج :
نوعى از لبلاب است و گويند خندريلى است .
[ 2201 ]
درافيقن :
قلومس است .
[ 2202 ]
در سومارس :
به يونانى زجاج است .
[ 2203 ]
دراقن :
به لغت شام ، اسم خوخ است .
[ 2204 ]
درد روغن زيتون :
اسم فارسى عكر الزيت است .
[ 2205 ]
در نجف :
اسم فارسى حجر القمر است .
[ 2206 ]
درخت كاج :
اسم فارسى صنوبر است .
[ 2207 ]
درخت و سك :
اسم فارسى غرب است .
[ 2208 ]
درست :
اسم فارسى الوسن است .