به قدر يك مثقال ، مفيد و طلاى او جهت بهق و برص و امثال آن و با سركه ضماد او جهت سگ ديوانه گزيده ، مفيد .
جگر او ، كثير الغذاء و مسمِّن و دير هضم .
خوردن مغز سر او بدون پختن جهت گزيدن هوامّ و نفث الدم كه از حجاب دماغ باشد ، مجرب دانستهاند و پختهء او به جهت تقويت دماغ و قوت مفكره و پردهء چينه دان او كه خشك باشد با شراب جهت رفع درد معده از مجربات است .
آشاميدن خصيهء خشك او با زردهء تخم نيم برشت جهت تقويت باه ، بسيار مؤثر و به دستور ، ضماد آن با روغن زنبق بر پشت زهار و كنج ران مقوّى نعوظ و خون خروس و مرغ را آشاميدن و خشك كردهء او را سعوط نمودن جهت قطع رعاف ، مجرب است و چكانيدن خون بال نارسيده او رافع بياض چشم و آزموده است .
چون شكم مرغ را شكافته ، آنچنان زنده بود ، بر موضع گزيدهء هوامّ به بندند جهت جذب سميت آن و بر ساير مواد ، جهت جذب آن به ظاهر و رافع بىهوشى سرسام است .
تناول نمودن مرغ با شير و كشك و ماست و پنير ، مورث قولنج و مداومت آن باعث نقرس و مصلحش ادويهء حارّه و شراب و مطبوخ آب انگور است و در محرورين ، سكنجبين .
استخوان سوختهء نوع مرغ سياه با مثل او چوب تاك كه با هم سوزانيده باشند با بر موم سرشته حمول كنند ، اعادهء بكارت كند و از اسرار شمردهاند و خوردن سنگ متولد جوف او مفتّت حصاة و استخوان بال راست خروس را با خود داشتن ، موجب قبول و در دست داشتن ، موجب ظفر بر دشمن .
[ 2187 ]
دج :
به فارسى كبك درى نامند و در تنكابن ، كوه كرك . از طاوس بزرگتر و خاكسترى و مخلوط به خطوط سفيد بسيار ريزه و در كوههاى بسيار بلند مىباشد .
گرم مايل به اعتدال و لطيف و در افعال ، از كبك قوىتر و بخور پر او ، بالخاصية ، جهت رفع طاعون و وباء ، مؤثر و نگاه داشتن پر او با خود باعث يمن و بركت است .
[ 2188 ]
دجر :
اسم نطبى لوبيا است .
[ 2189 ]
دجوبانا :
اسم سريانى غراب است .
[ 2190 ]
دح :
به حاء مهمله كزبرة الحمام است .