و بخور موى او جهت گريزانيدن هوامّ ، مؤثر و چون خصيهء او را شكافته ، مازو و سماق پاشيده ، خشك كنند جهت رفع اسهال ، به غايت نافع است و سرگين او ، محلّل خناق اورام و خوردن او جهت رفع مغص ، مفيد است .
[ 2182 ]
دباء :
به سكون همزه جراد است .
[ 2183 ]
دبّاب :
به تشديد باء اوّل ، سوسنبر بستانى است .
[ 2184 ]
دبّا :
به تشديد باء ، نوعى از قرع است كه به فارسى كدوى رومى گويند .
[ 2185 ]
دبّاسى :
به لغت عراق شفتين برّى است .
[ 2186 ]
دجاج :
به فارسى مرغ خانگى نامند . خروس او نسبت به مرغ ، حرارتش كمتر و يبوست در او غالب .
خروس بچه ، اعدل و مايل به رطوبت و مرغ جوان فربه در آخرِ اوّل ، گرم و در رطوبت ، معتدل و مرغ بچه ، ارطب از او به رطوبت فضليه و قول به برودت خروس بچه ، خلاف قياس و تجربه است ؛ چه كل لحوم غير مائى ، حارّند .
مهراى آن ، كثير الغذاء و لطيفتر از اكثر طيور و مولد خون صالح و غير مهرا ، به خلاف اوست و گوشتاب خروس سالدار ، محلّل و مليّن طبع و مخرج سودا و جهت قولنج ، بسيار مفيد است و چون شكم او را با نمك و قرطم پر كرده ، بسيار بجوشانند و بعد از يك شب مرق او را بنوشند جهت تبهاى مزمن و دورى و رعشه و ربو و مفاصل و نفخ معده و سوء القنيه و قولنج ، نافع و خروس جوان ، زياد كننده و صاف كننده منى است .
خروس بچه جهت ناقهين امراض حارّه و مرغ بچه و مرغ جوان ، قوىتر و جهت تسمين بدن و تصفيهء رنگ رخسار و هزال و زياده كردن جوهر دماغ و فهم و رفع خيالات فاسده و پختهء او با روغن تازه جهت سرفهء يابس و مداومت مرق و گوشت او تا يك هفته با نان ميده جهت رفع زردى رخسار كه سبب آن معلوم نباشد ، مجرب .
كباب او جهت دفع خواهش گل و امثال آن و موافق معده رطبه و جگر .
پيه او جهت نرم كردن صلابات و مواد سوداوى و طلاى نيم گرم او بر سر جهت ماليخوليا ، عجيب النفع و جهت شقاق و سعفه و جميع امراض يابسه و پيه معلوف به قرطم جهت ابتداء جذام .
سرگين او ، جالى و تند و خوردن او با شراب و با سركه جهت قولنج و دفع سميت فطر