[ 2220 ]
دردى الخل :
لاى سركه در جميع افعال ، ضعيفتر از اوست مگر در منع آكله كه قوىتر است .
[ 2221 ]
دراج :
مرغى است غريب به جثه كبك و خوش منظر و مؤلف « تذكره » ، اشتباه به سمانى كرده است .
در دوّم ، گرم و خشك و لطيفتر از كبك و تذرو و گوشت او زياد كننده جوهر دماغ و فهم و حفظ و مادهء منوى و مقوّى معده و اعضاء .
مضر محرورين و مصلحش ترشيها و خون و زبل و زهرهء او ، جالى و رافع بياض عين و آثار جلد و به قول مهر يارس ، پيهء او را با روغن رازقى جهت درد گوش ، عجيب الاثر است .
[ 2222 ]
دروقينون :
اسم يونانى است و به عربى زيتونيه نامند . گياهى است برگش شبيه به برگ زيتون و از آن دراز تر و باريكتر و شاخههاى او كمتر از ذرعى و گلش نارنجى و تخمش مستدير و از كرسنه كوچكتر و مختلف رنگ و در غلاف كثيفى درشت و شبيه به غلاف نخود و بيخش به سطبرى انگشت انگشتى و به قدر ذرعى و منبت او ، زمين سنگلاخ نمناك و نزديك درياها مىباشد .
در سوم ، گرم و خشك و به غايت مجفِّف و دو درهم او ، سمّ قتّال در همان وقت و كمتر از آن ، تا هفت روز .
قدر شربتش تا يك دانگ و مصلحش قى كردن با سركه و شير تازه است . ذرور سائيده او ، قاطع خون و التيام دهندهء جراحات و نطول او ، محلّل اورام و چون در روغن زيتون بجوشانند ، مسقط دانهء بواسير و قالع دندان و قطور او دافع كرى و حمول او مدرّ حيض - و مجرب دانستهاند - و جهت درد مفاصل و امثال آن ، بسيار مؤثر است و آب او در تنقيهء معادن و ثقيل كردن خفيف الوزن او از اشياء مشهوره مجربهء اهل صناعت است و « ابن بيطار » و غيره او را سرد و قوىتر از لفاح بيان نمودهاند .
[ 2223 ]
دروبطارس :
به يونانى به معنى ولد البلوط است ؛ چه آن ، گياهى است كه از درخت بلوط مىرويد و به او مىپيچد و نوعى از بسفايج و بيخش مشبك و به هم پيچيده و مزغب و شيرين و با عفوصت و صلب و براق و سياه و سرخ و تيره رنگ نيز مىباشد و برگش مثل برگ نرگس و با حلاوت و تندى و تلخى است .