اسافل شاخههاى او خاردار و برگش بسيار سبز و ريزه و ثمرش بىگل ، شبيه به ثمر گياه پنبه و در جوف او تخم مدور تيره رنگ و در طعم و بو ، با تندى و اندك تلخى و اطعمه را خوش طعم مىسازد .
در دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و قابض و معطش و محرق و مقوّى معده و با شير ، محرِّك باه و جهت لقوه و فالج و نقرس و امراض بارده ، شرباً و ضماداً و جهت استرخاء مقعد و سنگ مثانه [ شرباً ] ، نافع .
مضر محرورين و مصلحش بقول بارده و قدر شربتش از تخم و برگ ، تا سه درهم است .
[ 2180 ]
دبس :
به فارسى دوشاب گويند و شامل دوشاب انگورى و خرمايى است و مراد از مطلق او ، شيرهء خرما و رطب است كه طبخ يافته باشد و غير مطبوخ را كه سيلان نامند و دوشاب انگورى ، مسمى به ميپختج است .
[ خرمايى ] ، در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و مليّن طبع و كثير الغذا و موافق بارد المزاج بلغمى و جهت سرفه و فالج و درد مفاصل و طلاى او به تنهائى و با قسط و نمك جهت كلف و با شونيز جهت جمود اعضاء از سرما ، نافع و مولد سودا و محرق خون و مصلحش سركه و بادام و خشخاش و ترشيهاست .
دوشاب انگورى كه از جوشانيدن ، آب او به ربع رسد و با گل دوشاب جوشيده باشد و شيرين گشته و موسوم به دوشاب است و هر گاه بىگل جوشانيده باشند موسوم به مطبوخ و رب العنب و آن ، با اندك ترشى مىباشد و مذكور خواهد شد .
دوشاب انگورى ، در آخرِ اوّل ، تر و در دوّم ، گرم و مولد خون صالح و مسمِّن و مفتِّح و مداومت او با شير تازه و اندك بادام جهت هزال مفرط و خفقان و ضعف احشاء ، عجيب الاثر و با اندك سركه جهت يرقان و سپرز و با اندك زعفران جهت رفع هم و غم و غضب شديد و با سداب جهت صرع ، مجرب دانستهاند و با افتيمون جهت وحشت و جنون و با مغز قرطم جهت دفع شرى در همان روز و با انجير و حلبه جهت سعال مزمن و درد سينه و با ماء الشعير ، مفتّت حصاة و مدرّ بول و « شيخ الرئيس » - قدس سره - فرموده كه با آب سيب و قدرى برگ ريحان و اندكى حرمل ، در جميع افعال ، قائم مقام خمر است سواى اسكار و ضماد مطبوخ او با خطمى جهت تحليل اورام و گشودن دمل ، نافع .