تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
[ 2172 ]

دارجماز :

به لغت تنكابن ، بسفايج است . [ 2173 ]

دارو :

اسم تركى جاورس است . [ 2174 ]

دام عنكبوت :

ابركاكيا است . [ 2175 ]

دانقوز :

اسم تركى خنزير است . [ 2176 ]

دارهله :

اسم هندى عروق الصباغين است . [ 2177 ]

داك كا اوناپانى :

اسم هندى مثلث است . [ 2178 ]

دبق :

به فارسى مويزك عسلى و كشمش كاوليان نامند . و آن ، دانه‌اى است از نخود كوچك‌تر و سبز ، مايل به سياهى و در جوف او رطوبت چسبنده و دانه‌هائى به قدر خشخاش و گياه او از درخت امرود و غير آن متكون مىشود و چندين شاخ از يك مكان مىرويد برگش شبيه به برگ مورد و لطيف و سبز نيم رنگ . در آخرِ دوّم ، گرم و در اولِ آن ، خشك و با رطوبت فضليه و جاذب از عمق بدن و ملطّف و محلّل سريع الاثر رطوبات رقيقه و غليظه و چون در آب گرم خيسانده و پوست و تخم او را از عسل او افشرده ، صاف او را با مغز گردكان و به دستور با مغز دانهء بيد انجير سرشته ، بنوشند جهت تنقيهء سودا و بلغم و تفتيح سدد و عرق النسا و امراض بارده ، نافع . طلاى او منضج و مفجر و جمع كننده مواد [ و ] اورام و مسكّن دردهاى بارده و با زرنيخ و زفت جهت قلع ناخن و با راتيانج و موم جهت نضج دملها و با كندر جهت قروح خبيثه و با آهك و عسل جهت روياندن ناخن و جوشانيدهء او در آب آهك جهت تحليل اورام سپرز و با حنا جهت سعفه و ابريه و با روغن گل جهت دراز كردن موى ، بسيار مؤثر . بالخاصية ، مضرّ دل و مصلح او بادرنجبويه و قدر شربتش تا يك مثقال و زيادهء او مورث مغص و دوار و ثقل اعضاست و بدلش در تحليل ، نصف او ابهل و چهار دانگ آن بادام و در ساير افعال ، نيم وزنش عاقرقرحا و چون دبق را با عسل و دوشاب و سپستان طبخ داده مثل خياطه ترتيب داده و بر روى اشجار گذارند ، طيورى كه بر آن نشيند به آن پاى بست گردد و صيد شود و چون با قرمز بياميزند ، باعث شدت رنگ او گردد و در ساير رنگها هم بسيار دخيل است . [ 2179 ]

دبيدار :

به لغت نبطى ، گياهى است كه از هند خيزد . ساقش به قدر ذرعى و خشبى و