گوشت او در اولِ دوّم ، گرم و در سوم ، تر و شيرين و در طعم ، گويند فرقى از گوشت انسان ندارد و قبل از ظهور نور اسلام ، جمعى گوشت مقتولان را به جاى گوشت خوك مىفروختند و او ، موافق ترين لحوم است به مزاج انسانى و همهء او بعد از انهضام ، جزء بدن مىشود .
مفتّح سدد و مسمِّن و اكل او مورث حرص شديد و فساد عقل و زايل شدن مروت و غيرت است و قدما ، مجرب بيان نمودهاند و سبب صداع مزمن و داء الفيل و مفاصل و مفسد معده و مصلحش خمر .
كعب سوخته او به قدر دو مثقال با شراب جهت گزيدن هوامّ و طلا كردن او با عسل جهت برص ، مجرب دانستهاند و يك مثقال از آن كه در احراق ، به حد سفيدى رسيده باشد جهت تحليل نفخ امعاء و مغص قديم .
بول خوك و حشى جهت سنگ مثانه و در ساير افعال ، مثل بول گاو نر است و سرگين خشك او با آب و شراب جهت نفث الدم سينه و رفع درد پهلو و با سركه جهت وهن عضل و با روغن گل جهت التواى عصب و زهرهء او جهت قروح و قطع بواسير و با عسل و فلفل جهت رويانيدن موى سر اقرع و حقنه كردن با پيه او جهت سحج امعاء و ضماد او جهت درد رحم و مقعد و سوختگى آتش و سرما و برف و پيه كهنهء او مدتى بر او گذشته باشد ، مليّن و مسخّن و مغسول او با شراب جهت اورام حارّه و شوصه ، نافع .
از « جالينوس » منقول است كه پيه بىنمك او با موميائى ، رفع كرى سامعه مىكند ؛ اگر چه مادرزاد باشد .
خون او در جميع افعال ، مثل خون انسان و طلاى او جهت ورم پستان و شير منعقد او و تحليل اورام ، بالخاصية مفيد است .
از مهر يارس منقول است كه ذرور استخوان سوختهء او ، رفع بواسير مىكند و آشاميدن سمّ سوختهء او قاطع سلس البول است و موى سوختهء او كه با زفت ، احراق يافته باشد ، با روغن گل مجفِّف قروح مرفوع العلاج است .
[ 2115 ]
خنزير البحر :
دلفين است .
[ 2116 ]
خندريس :
خمر است .
[ 2117 ]
خنف :
سداب است .