[ 2112 ]
خنفساء :
به فارسى جعل نامند . پردار و بىپر و بزرگ برّى و كوچك اهلى مىباشد و پردار ، قوىتر است .
در دوّم ، گرم و خشك و محلّل و تند و آب منقوع او به قدر يك شب ، مسهل اخلاط معدى و كبدى و معائى وجهت استسقاء ، مجرب دانستهاند و بستن شكافته او بر موضع گزيده عقرب ، رافع سميت اوست و ضماد او رافع قروح ساق و روغن زيتون كه در او جوشانيده باشند جهت تسكين درد گوش ، سريع الاثر و محلّل خناق و بواسير و كوبيدهء او با آب جهت قطع ثآليل و اكتحال رطوبت او كه از قطع دنبالهء آن ظاهر شود جهت تقويت بصر و رفع غشاوه ، نافع و گذاشتن سرهاى جعل ، در موضعى ، باعث جمعيت كبوتران و گويند حبس كردن هفت عدد او در زير طاس سرخ ، موجب باريدن باران و ظهور برودت هوا است و چون در جوف نى گذاشته ، بر ران زن ببندند ، دافع عسر ولادت است و يولس گويد جرم مسحوق جعلى كه در بثور خبّازى به هم رسد جهت درد چشم ، مجرب است .
[ 2113 ]
خنديقون :
شرابى است كه از خمر و ادويه ترتيب دهند و از مخترعات حكماى فرس است و قوتش تا هفت سال باقى است .
در دوّم ، گرم و در آخرِ آن ، خشك و مولد خون صالح و مقوّى هاضمه و مفتّح سدّه جگر و سپرز و جهت تب ربع و تسمين بدن و امراض مزمنه ، نافع .
قدر شربتش هيجده درهم است و بهترين نسخههائى كه در منهاج و غيره مذكور است اين است كه : زنجبيل ، پنج مثقال ؛ قرنفل ، هيل ، دو و نيم ؛ زعفران ، فلفل سياه ، مشك ، دارچينى ، عود ، قسط شيرين و مصطكى ، هر يك ، يك مثقال و دانگى ؛ انيسون ، نانخواه و حبّ الغار ، از هر يك چهار مثقال ؛ حجر ارمنى و لاجورد ، هر يك نيم مثقال . زعفران ، مشك و لاجورد را در گلاب و آب به شيرين و آب سيب و آب انار شيرين ، كه از هر يك چهل و پنج مثقال باشد حل كنند و ادويه ديگر را كوبيده ، در لتهاى بسته ، در هزار و سيصد و پنجاه مثقال شراب سرخ صاف بجوشانند تا به نصف رسد ، پس صاف كرده ، با گلاب و آب ميوهها بياميزند و نهصد و پنجاه مثقال عسل صاف را بر آتش نرمى گذاشته ، شراب جوشانيدهء مذكور را با آبها چند جوش نرمى داده استعمال كنند و هر گاه ترياقيت عظيم ، مطلب باشد ، قدرى پاد زهر بعد از سرد شدن آن در او حل كنند .
[ 2114 ]
خنزير :
به فارسى خوك گويند ، از « ارسطو » منقول است كه اكثر او را در استخوان ، مغز نمىباشد و بعضى زهره ندارند .