تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
امراض عقلانى ، غير متناهى ؛ از آن جمله تقويت قواى بهيمى است و ضعف قوت نفس ملكى است كه امتياز أشرفيت خلق با اوست . [ 2107 ]

خمان :

لغت نبطى است و به يونانى اقطى نامند . نباتى است كه صغير و كبير مىباشد : كبير او ، شبيه به درخت ؛ شاخه‌هاى او مايل به سفيدى ؛ شبيه به نى و مستدير و برگش مثل برگ گردكان و از آن كوچك‌تر و ثقيل الرايحة و در هر شاخى از سه عدد تا پنج عدد و بر هر شاخى قبه‌اى و گلش سفيد و ثمرش شبيه به حبّة الخضرا و بنفشِ مايل به سياهى و در شكل ، مانند خوشه و در بوى ، شبيه به شراب . محلّل و بسيار مجفِّف و مستعمل از او ، برگ تازهء آن و در التيام جراحات ، متداول است . خمان صغير ، شبيه به گياه و ساقش مربّع و پر گره و برگش شبيه به برگ بادام ، مشرف الاطراف و از هر گرهى ثمرى ظاهر و ثقيل الرايحة و قبهء سر او شبيه به خمان كبير و تخمش مثل خردل و بيخش دراز و به سطبرى انگشتى تيره رنگ و سرخ و از مطلق خمان نوع صغير مراد است و مستعمل ، بيخ او . در دوّم ، خشك و سردى در او غالب و با اندك گرمى و رادع و مسهل اخلاط لزجه و بسيار مجفِّف و با قوت محلله و آب طبيخ برگ و ساق او ، مسهل بلغم و مرة الصفرا و آب افشردهء او و مطبوخ بيخ آن و به دستور ، دو مثقال از سائيدهء بيخ او جهت شكستگى اعضاء و از جا بيرون رفتن استخوان و افتادنِ به شدت ، به غايت مؤثر و طبيخ بيخ او با شراب جهت استسقاء و گزيدن افعى و وجع مفاصل و رفع سدّه و حمول او جهت درد رحم و امراض مقعد و نواصير و مضمضهء او جهت كرم دندان و سعوط او - سه روز - رافع حمرهء چشم و جلوس در طبيخ او جهت صلابت رحم و انضمام فم او و ضماد برگش جهت نواصير و با آرد جو جهت ورم حارّ و سوختگى آتش و گزيدن سگ ديوانه و با پيه بز جهت نقرس و خوردن ثمر او جهت صلابت رحم و طلاى پختهء او جهت سياه كردن موى و منع ريختن او . مضر ريه و مصلح او عسل و شربتش تا دو درهم است و مؤلف « اختيارات بديعى » ، درخت بل هندى دانسته و فيه ما فيه . [ 2108 ]

خماهان :

لغت فارسى است و خماهن نيز گويند . از احجار است و نر و ماده مىباشد .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 375 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )