بهترين شراب ، ما بين يك سال و دو سال ؛ معتدل القوام ؛ مايل به تنكى و خوشبو است كه در رنگ ، ما بين سرخى و زردى باشد و در تلخى و شيرينى ، متوسط و كام را به هم نياورد .
در قدر استعمال او ، اختلاف بسيار است و تا ششصد درهم تجويز كردهاند .
« جالينوس » و « شيخ الرئيس » ، اختلاف مقدار را به حسب امزجه وا گذاشتهاند :
در محرور المزاج ، قدرى كه بدرقه طعام شود و رفع تشنگى كند و به حد سرور و نشاط مفرط نرسد و از قسم سفيد رقيق و زرد و سرخ ، ممزوج باشد و در معتدل المزاج و مبرودين ، به قدر نهايت سرور از قسم غير ممزوج باشد و در قوى الابدان و صاحبان خلط غليظ ، قدرى كه از حد طرب به ثقل و حواس و خواب رسد .
مراعات اوقات هم از لوازم است : بايد در تشنگى مفرط و گرسنگى بسيار و بعد از تعب و حركات قويه و در سيرى مفرط و غضب مفرط و در هواى بسيار گرم و وسط روزهاى تابستان ، استعمال ننمايند .
به حد مستى مفرط نرسد ؛ مگر در ماه يك دفعه كه باعث استراحت ارواح و قوى گردد و اكثر فرمودهاند كه اگر هر روز استعمال ننمايند و بعد از پانزده روز يا يك هفته بياشامند ، اولى است .
به دستور ، شرط است كه در مكان استعمال او ، عطريات و نغمات و آب روان و اسباب سرور و بهجت و مشاكل مرغوبه و رفقاى عاقل و فهميده و صاحبان اخلاق حميده باشند . خيام ، مجمل شروط را در اين رباعى درج داده است :
[ نظم ] :
گر باده خورى تو با خردمندان خور * پس با صنم لاله رخ خندان خور
بسيار مخور ، ورد مكن ، فاش مساز * اندك خور و گهگاه خور و پنهان خور
سبب مستى ، منغمر شدن حواس است به بخارات پى در پى كه قبل از تحليل اجزاى متصاعدهء اولى تصاعد اجزاى ديگر شود ؛ لهذا ضعيف الدماغ ، زود مست مىگردد و در قوى الدماغ ، چون تحليل بخارات بيشتر است و به حد كثرت جمعيت نمىرسد ، دير مست مىشود .
سبب سرور ، كثرت روح حيوانى و قوت دل است كه به سبب اخراج روح ، تدريجا به