گويند : خوردن دل او ، اعانت بر اطاعت روحانيات كند و دفن كردن او در آستانهء در ، مانع اثر سحر و انداختن دندان او در ميان [ پاى ] جماعتى موجب تفرقهء ايشان و همچنين است در آتش انداخته پيه او .
[ 2092 ]
خلر :
به ضم خاء و تشديد لام . دانه اى است شبيه به كرسنه و گياه او كمتر از ذرعى و برگش ريزه و گلش ما بين سفيدى و زردى و غلافش شبيه به غلاف باقلا و سفيد و آن ، پنج قسم است :
آنچه از غلاف باقلا كوچكتر و پوست غليظتر و عريض و بسيار سفيد باشد و دانهء او به قدر نخود كوچكى و او را جلبان ابيض نامند . دوّم ، مضاعف الغلاف و خشن و دانهء او در سفيدى و كوچكى و تدوير كمتر از اوّل باشد واو را نبقه [ بنقه ] نامند و مذكور شد .
سوم ، طويل الغلاف ، قريب به باقلا و سياه رنگ و دانهء او ، مستدير بزرگ مايل به زردى است و بسيار تلخ و در مصر ، بسيله گويند . چهارم ، دانهء او كوچك و پهن و اغبر است و جلبان اسود نامند . پنجم ، رقيق الغلاف و سفيد دانه است و او را قصاص گويند .
همهء اقسام او ، در آخرِ دوّم ، خشك و در اولِ سوم ، سرد و طبيخ او با عسل ، مدرّ بول و حيض و منقّى امعاء و محلّل اخلاط فاسده و مليّن سينه و جهت سرفه و قصبهء ريه و درد سينه و رفع فضلات غليظه و ادرار نمودن شير و ضمادش جهت تقويت اعضاء و وثى و كلف و با عسل جهت تحليل اورام و بخور او در موضعى ، موجب جمعيت مورچه است .
مضر اعصاب و مولد سودا و نفاخ و مصلحش شراب العسل و قدر شربتش تا ده درهم است و نوع برّى او ، به غايت غليظ و مدرّ شير است .
[ 2093 ]
خلال مكه :
اسم فارسى بستيباج است .
[ 2094 ]
خلر برّى :
به لغت مصر بسيله نامند .
[ 2095 ]
خمسة اغصان :
بكمون است .
[ 2096 ]
حميط :
گوشت بريان است .
[ 2097 ]
خمان الارض :
نوع صغير خمان است .
[ 2098 ]
خمافيطوس :
كمافيطوس است .
[ 2099 ]
خمخم :
نبات تودرى است و به لغت نبطى ، اسم خبّازى است .
[ 2100 ]
خماليون :
مازريون سياه است .