تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
و ثمرش شبيه به شاخ گاو و منحنى و از اين جهت مقرن گفته‌اند و در جوف او دانه‌ها مثل حلبهء كوچكى و منبتش بيشتر كنار دريا است و او ، غير جبلاهنگ است ؛ چه دانهء او زرد است و اين ، زرد نيست . در سوم ، گرم و خشك و جالى و مقطع اخلاط است به قى و اسهال و برگ و گل او جهت تنقيهء جراحات و خشكريشهء آن و اكتحال گل او جهت قرحهء چشم و طبيخ بيخ او جهت علل بارده جگر و عرق النسا و رقيق كردن اخلاط غليظه لزجه ، نافع و يك مثقال از تخم او مسهل قوى اخلاط لزجه است . [ 2057 ]

خشخاش زبدى :

گياهى است بسيار سفيد و سبك ، ساقش به قدر ذرعى و برگش بسيار ريزه و دراز و بيخ او با ريك و ثمرش متّصل به برگ او و سفيد و مستعمل از او ، ثمرش و در وسط تابستان مىرسد . به غايت گرم و در طبع ، مثل جبلاهنگ و از جملهء سموم و مسهل و مقىّء قوى و جهت تنقيهء دماغ و رفع بلغم و صرع ، مفيد و قدر شربت از تخم او تا يك درهم است . [ 2058 ]

خشاب :

به فارسى اسم آب مطبوخ ميوه‌ها است كه با شكر طبخ يافته باشد مثل آلوبالو و مويز و سيب و به و زردآلو و امثال آن و مجموع آن ، الطف از اصل آن و مؤلف تذكرة گويد كه : از آلو و آلوبالو جهت تشنگى و اصلاح خلط محترق و درد سپرز و از به جهت تقويت اعضاء رئيسه و ارواح و هاضمه و رفع عفونات و از سيب جهت خفقان و غشى و كرب و از مويز جهت تصفيهء صوت و تفتيح سدد و يرقان و ضعف جگر و عسر البول و از امرود جهت سرفه و تب عفنه و منع ارتفاع بخارات به دماغ ، نافع و زبون‌ترين او خشاب زردآلو است و مجموع ، مولد رياح و مصلح انيسون و مصطكى . [ 2059 ]

خشكنجبين :

معرَّب از انگبين خشك است و آن ، عسلى است در غايت خشكى و سبز و زرد و سفيد و سياه و سرخ مىباشد و در تنكابن ، شكرى نامند و در ديلم و طبرستان ، اسب دندان گويند . سفيد او در جميع افعال ، قوىتر از عسل و در غايت حدّت و يبوست است و زرد و سرخ او قوىتر است از سفيد و سبز او بسيار گرم و مايل به تلخى . سياه او قريب به عسل بلادر و در چهارم ، گرم و در غايت جلا و تقطيع و تحليل و زيادهء او محرق اخلاط و مهلك و قدر شربتش تا يك درهم است .