[ 2060 ]
خصى هرمس :
حلبوب است .
[ 2061 ]
خصية البحر و خصى خزه :
اسامى جنداند .
[ 2062 ]
خصى الديك :
حبّ البان است و مؤلف « تذكره » گويد غير اوست . گياه آن شبيه به عنب الثعلب و اطول و دانهء او به قدر آلوبالو و سفيد .
در دوّم ، گرم و خشك و مسهل بلغم لزج و محلّل رياح و ضماد او جهت تحليل صلابات و مفاصل ، نافع و مصدع و مكرب و مصلح او بنفشه و قدر شربتش تا يك درهم است و بدلش زيره است .
[ 2063 ]
خصى الثعلب :
به فارسى ثعلب گويند و آن ، بيخى است سفيد و از سورنجان كوچكتر و طعم او شيرين و با لزوجت و اندك تندى و در بوى شبيه به بوى منى مثل دو بيضهء كوچكى كه با هم ملاصق باشند و از هر بيضه ريشه باريكى دراز رسته و در آخر هر يك دانهء كوچكى موجود ، كه هر چند دانه بزرگ شود ، بيضهء او كوچك شود و از اين جهت قاتل اخيه نامند و مستعمل ، اصل بيضه است نه حبّ مذكور و برگش به قدر انگشتى و از برگ پياز ، اندك عريض تر و پهن بر روى زمين و نرم و ساق او به قدر شبرى و بر بالاى آن دو عدد گل زرد رنگ و در وسط گل ، چيزى سياه و منبتش جبال و اماكن نمناك و بىتخم است .
در آخرِ اوّل ، گرم و تر و مبهّى و مقوّى عصب و جهت كزاز و تشنج يابس و توليد منى و تقويت نعوظ و طلاى او با روغن گل ، مقوّى موى و منبت آن و مانع سقوط .
قدر شربتش دو مثقال و مضرّ فم و معده و مصلح او شكر و بدلش تخم رطبه و تخم زردك است .
گويند نوعى از او را گلى است كه در آن ، چيزى شبيه به مگس مىباشد و بيخ او در تقويت باه ضعيفتر است .
نوعى ديگر مىباشد برگ و شاخش سرخ و بر سر او دو عدد گل بسيار كوچك و درون او تخم سياهى كه در تابستان مىرويد و دو سال مىماند . در دوّم ، گرم و تر و گويند جهت امراض سوداوى ، مجرب است و هر كه او را قلع كند ، دست آن شخص ، بىحس و حركت گردد و چون آن را بسوزانند و با موم و روغن زيتون يا با سركه تدهين كنند ، رفع آن شود .
نوع چهارم را برگ ، سه عدد و مايل به طرف زمين و شبيه به برگ سوسن سفيد و از