آن كوچكتر و رنگش سرخ و ساقش باريك به قدر ذرعى و گلش مثل سوسن آزاد كه زنبق است و بيخش مدور و به قدر جوزى و سرخ و درونش سفيد و با لزوجت و شيرين .
در دوّم ، گرم وتر و به غايت مبهّى است .
نوع پنجم را نبات و بيخ ، مثل نوع چهارم و تخم ، شبيه به تخم كتان و از آن بزرگتر و براق و صلب . در سوم ، گرم و با رطوبت فضليه و در تحريك باه ، قوىتر از سقنقور و چون بيخ مزبور را در دست دارند باعث نعوظ گردد و جهت فالج و لقوه و تسمين بدن و ريزانيدن حصاة و حمول او با زعفران و اندكى مشك موجب حمل در همان ساعت و مجرب دانستهاند .
تخم او با شراب ، به غايت موجب نعوظ و مكدّر حواس و مضرّ محرورين و مصلحش سكنجبين و قدر شربت از بيخ او تا يك عدد و از تخم آن تا يك درهم است .
[ 2064 ]
خصى الكلب :
به يونانى ارخس نامند و آن ، بيخ گياهى است مثل دو زيتون به هم چسبيده و يكى ماده و بزرگتر و ممتلى و ديگرى نر و كوچكتر و غير ممتلى و سفيد لون و برگش شبيه به برگ گندنا و ساقش بىبرگ و تا نيم ذرع و گلش ريزه و با هم متّصل به شكل سرو و بنفش و شبيه به گل اصابع صفر و حقير در فيروز كوه هر دو را مشاهده نموده به همهء صفات با هم شبيهاند ؛ مگر آن كه گل اصابع صفر ، بسيار به هم متّصل نيست و سرخ ارغوانى است .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و محلّل اورام بلغم و مسخّن ريه و مادهء او با رطوبت فضليه و تازهء آن كه با شير پخته باشند به غايت محرِّك باه و خشك و قسم نر او قاطع آن و گويند هر يك از نر و مادهء او كه بعد از ديگرى خورده شود ، فعل اوّل را باطل مىكند و مصلح در سخونت ريه ، صمغ و خشخاش است و تصريح نمودهاند كه قسم مادهء او باعث تولد ذكور است .
نوع ديگر را برگ ، مثل نوع اوّل و عريض تر و با رطوبت چسبنده و گلش بنفش و بيخش دو عدد و كوچكتر از اوّل و هر دو ممتلى و دراز .
در سوم ، گرم و خشك و قاطع باه و قابض اسهال و خشك سائيده او .
نوع اوّل ، محلل اورام بارده و منقّى قروح و رافع عفونت آن وجهت نمله و قروح خبيثه و قلاع رطبه ، مفيد و مفح سدد و رافع آثار جلد است .