[ 2039 ]
خسك :
به سكون سين ، اسم هندى كبريت است .
[ 2040 ]
خسرودارو :
اسم فارسى خولنجان است .
[ 2041 ]
خس الحمار :
ابو خلسا است .
[ 2042 ]
خسف :
اسم عربى جوز است .
[ 2043 ]
خسق :
احريض است .
[ 2044 ]
خص الكلب :
دينافوس است .
[ 2045 ]
خس :
به فارسى كاهو و به تركى خاص نامند و برّى و بستانى مىباشد .
برى او سردتر از بستانى و برگش درشت و طعم او تلخ و رنگش مايل به سفيدى و شير دار و با تندى وجلا و قسمى از او بىساق و قسمى را ساق ، زياده بر دو شبر و شير او ، گرم است و مدرّ حيض و در آخرِ دوّم ، سرد و در اوّل ، تر و شير او به قدر نيم درهم با سركه و آب ، مسهل خلط مائى و طلاى او با روغن گل جهت درد سر و اكتحال او جهت قروح رطبهء طبقهء قرنيه و جلاى بصر و با شير دختران ، منوّم وجهت درد چشم و بياض آن و برص و آشاميدن و طلاكردن او جهت سمّ عقرب و رتيلا ، نافع و برگ و ساق او در افعال ، مثل خشخاش سفيد است .
بستانى او نيز بىساق و ساق دار مىباشد . در دوّم ، سرد و تر و سريع الانحدار و مولد خون صالح و رقيق و دافع ضرر آب و هواى وبائى و مسكّن حدّت خون و صفرا و مفتِّح سدد و مدر بول و منوّم و رادع اورام حارّه و مسكّن تشنگى و التهاب و دافع خمار و مانع مستى و مليّن طبع و جهت امراض حارّه و يبوست سودا و صفرا و حكّه و جنون و جذام و يرقان و درد پستان و تبهاى حارّ و حرقه مثانه و بول و درد سر و منع صعود بخارات دماغ و نزلهء حارّه و و سرفهاى كه از گرمى و خشكى باشد و با سركه جهت بر انگيختن اشتها ، نافع .
اكثار او مضرّ باه و مولد رياح و مضرّ صاحب سل و ربو و مورث نسيان و ضعف باصره و مصلحش نعناع و كرفس و هليلهء پرورده و زيره و قدر شربت از آب او تا سى درهم و از تخمش دو درهم .
مطبوخ آن غذائيت و سرعت هضم بيشتر و جهت درد سينه و زياده كردن شير ، مؤثر و ضماد او جهت اورام و التهاب و ورم چشم و ذرور سوخته او جهت التيام جراحات و قلاع ، نافع است .