تخم او در دوّم ، سرد و خشك و مخدّر و منوّم و مانع احتلام و جهت نزله و زكام و درد سينه و تقطير البول و سيلان منى طلاى او جهت منع ريختن مواد به چشم و جهت درد سر و رفع درد گزيدن عقرب ، نافع و مضرباه و مصلحش مصطكى و بدلش دمالاخوين است .
روغن او محلّل صلابات و مرطب دماغ و منوّم و جهت ماليخوليا و صرع و يبسى و منع مستى شراب ، مؤثر است .
[ 2046 ]
خشخاش بحرى :
خشخاش مقرن است .
[ 2047 ]
خشكار :
خبز الخشكار است .
[ 2048 ]
خشل :
مقل مكى است .
[ 2049 ]
خشب الشونيز :
نزد بعضى ، سيساريون است .
[ 2050 ]
خشف :
بچهء نرينه شتر است .
[ 2051 ]
خشخاش ابيض :
خشخاش بستانى است .
[ 2052 ]
خشخاش برّى :
خشخاش اسود است .
[ 2053 ]
خشخاش بستانى :
به فارسى خشخاش سفيد گويند و گلش سفيد مىباشد و خشخاش سياه را گل ، بنفش و سرخ و سياه و كبود و اين الوان را تخم ، سياه مىباشد و گويند خشخاش برى را برگ ، كثير التّشريف و مزغب مىباشد ؛ به خلاف بستانى .
تخم خشخاش سفيد ، در آخرِ دوّم ، سرد و در اوّل ، تر و مخدّر و منوّم و منضج مواد رقيقهء صفراوى و ده درهم او با شكر جهت خشونت سينه و سرفهء حارّ يابس و نفث الدم و تب دق و حرقت مثانه و امراض حارّهء آن و مقوّى جگر ضعيف و گرده و مسمِّن و با عسل ، مبهّى و مداومت او ، قاطع باه و بوييدن بودادهء او رافع بىخوابى و با مثل او مغز بادام مولد خون صالح و رافع هزال و چون خشخاش تازه را با پوست او كوبيده ، قرص بسازند ، جهت سرفه و درد سينه و حرقة البول و اسهال كهنه و تشنگى ، شرباً و جهت تجفيف رطوبات و تحليل اورام ، ضماداً ، نافع . قدر شربتش تا پنج درهم و از تخم او تا ده درهم و از پوست او تا يك مثقال و نيم و از گل او تا يك درهم .
مضر مبرودين و مداومت او مضرّ ريه و مصلحش عسل و مصطكى و شكر .
پوست او مايل به خشكى و رادع و مسدد و يك مثقال او را كه صبح و شام بنوشند