رفع خناق و فالج و امراض دماغى و عصبانى و درد اعصاب و با سركه جهت درد سر و با موم و روغن گل سرخ جهت درد پهلو و كوفتگى اعضاء و با ادويهء مخصوص سپرز جهت ورم و درد آن و گذاشتن او در ميان لباس موئينه مانع كرم زدن او و برگ او را نيز صاحب اين اثر دانستهاند .
روغن گل حنا كه دهن الفاعيه نامند و به دستور ، روغن گل سرخ ، مكرر در روغنها پرورده كنند گرم و محلّل و مقوّى موى و نيكو كنندهء رخسار است و بدلش روغن مرزنجوش است و روغن حنا از جمله مركبات است و در دستور ثانى ، مذكور است .
[ 1888 ]
حنطهء رومى :
خندروس است .
[ 1889 ]
حناى قريش :
خزاز الصخر است .
[ 1890 ]
حناى مجنون :
به لغت چمصر ، وسمه است .
[ 1891 ]
حنقه و حنقا :
به لغت اندلس ، حشيشة الزجاج است .
[ 1892 ]
حناء الغزاله :
به لغت مصر ، ابو خلسا است .
[ 1893 ]
حور :
به راء مهمله و به ضم حاء و به زاء معجمه نيز آمده است . از جملهء اشجار است ، قريب به درخت خرما برگش مثل بيد و از آن باريكتر و درازتر و دانهء او مانند گندم . به لغت اندلس ، او را سردوله نامند و گلش خوشبو و نبطى و رومى مىباشد و صمغ رومى آن را گويند كهربا است و به فارسى درخت توز گويند و آن ، پوست اوست كه كمان گران و غيره استعمال مىنمايند و درخت او بزرگتر و برگش درازتر از نبطى است و نبطى او بى صمغ .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و يك مثقال از پوست او جهت عرق النسا و تقطير بول ، نافع و قاطع حمل زنان است و برگ او نيز همين اثر دارد و گرمتر از پوست او و قطور آب او جهت درد گوش ، مفيد و اكتحال ثمر تازهء او با عسل جهت غشاوه ، مفيد و قطرى كه از حوالى او رويد ، بىغائله است .
رومى آن را منبت ، بلغار و روس است . در سوم ، گرم و در اوّل ، خشك و روغنى كه از پوست و شاخ او گيرند قوى التّأثير و در افعال ، قريب به روغن بلسان و خوشبو است و از اروس مىآرند و مشهور به روغن كهربا است و گلش قاطع نزف الدم جميع اعضاء و ضماد برگش با سركه جهت نقرس و فرزجهء او معين حمل و تخم او جهت منع سيلان رطوبات به معده و امعاء و خفقان و عرق النسا و تفتيح سدّه و با سركه جهت صرع ، شرباً ، نافع و